تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - رقصی چنین میانهء میدانم آرزوست !

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

حکایتی قدیمی را برایتان نقل می کنم از خلقت انسان و موسیقی .

می گویند زمانی که خدا تصمیم گرفت " آدم " را خلق کند به جبرئیل امر کرد که از چهار گوشهء زمین ، چند مشت خاک بیاورد ، جبرئیل برای انجام این امر رفت و از هر گوشهء زمین مشتی خاک به دامان ریخت ( از این روست که انسان ها از نژاد های مختلفند ). وقتی خاک را نزد خداوند آورد ، خدا به فرشتگانش دستور داد تا از خاک تندیس " آدم " را بسازند .

وقتی کار فرشته ها به پایان رسید و " آدم " را توسط ۴ عنصر ساختند ، نوبت به روح رسید که در جسم آدم نفوذ کند .
از خدا اصرار و از روح انکار . روح حاضر نبود با جسم خاکی در آمیزد. خدا به یکی از فرشتگان نوازنده اش اشاره ای کرد که به داخل جسم آدم برو و بنواز . فرشته امر را اطاعت کرد و به داخل جسم خاکی رفت و چنان نغمه ای سر داد که روح از خود بیخود گشت و برای آن که بداند این صدا چیست به درون جسم خاکی روان شد ، همان موقع که روح به هوای شنیدن صوت در جسم خاکی جای گرفته بود خدا " مهر " بر جسم خاکی زد و روح در آنجا حبس شد .

نی نوازان می گویند سازی که نواخته شده " نی " بوده تنبور نوازان گویند "تنبور "بوده و عود نوازان ادعا می کنند که سازی که نواخته شده " عود " بوده است . و من گاه پیش خود فکر می کنم اگر روح من به این شکل در جسمم رخنه کرده ، دوتار خراسان بوده گاه می اندیشم که فقط عود بوده و گاه می گویم تار و گاه می گویم کمانچه ! شاید هم ارکستر کاملی بوده که اینچنین شیدای موسیقی شده ام .

شاید هم این " نوا " بوده : رقصی چنین میانهء میدانم آرزوست !

چه گنجینه هایی که در خانه دارم از موسیقی  هایی سّحار !اما افسوس که نمی دانم چگونه آنها را از روی نوار کاست به این وبلاگ انتقال دهم که شما هم بی بهره نباشید . خیلی دوست داشتم این کار شدنی بود .

****************

موسیقی موجودی است که در پشت صداها باید آنرا یافت و صداها به مثابه روزنه ای است که اشعهء موسیقی را ظاهر می کند .

این جملات آغازگر کتابی ست که در رابطه با نقش زنان و موسیقی در ایران نوشته شده .

این اثر به کوشش آقای هوشنگ جاوید گردآوری شده .

در پست های بعدی قسمت هایی از این کتاب را انتخاب خواهم کرد تا شما خوانندگان ارجمند هم با نقش زنان در موسیقی بیشتر آشنا شوید و از عزیزانی که اطلاعات بیشری در این باره دارند درخواست می کنم ما را هم بی نصیب نگذارند.

نگارنده اینگونه می نویسد : موسیقی زنان یعنی خون جگرانی که وصال را تفسیر می کنند ، هزار چشمه به یک چشمهء این بداهه خوانان نمی رسد، موسیقی زنان شمعی ست ،کنج شبستان دل، جلوه ای دل افکن دارد ، نالهء خاموشی ست از دلی پر خروش ، اشکی که هر گاه بر دل محنت کش ساز می چکد ، شهاب ثاقب نازل می شود ....

...راستی یادت هست ، که چگونه دلت آرام می گرفت ، آنوقتی که صدای رعد ، تو را می ترساند و یا پارس سگی هراسانت می کرد، پشت مادرت در چادری بسته شده بودی،یا توی بغلش بودی یا توی گهواره ، زمستان بود یا تابستان ، آن زمان که صدای آواز گرم مادر دلت را می برد ، ترست می ریخت ، چه می خواند؟ ذکر بود ، زمزمه بود؟ آواز بود ، یا ترانه ، یادت هست ؟....

این کتاب گفتنی بسیار دارد . از لالایی های مادران گرفته برای فرزندانشان تا زمزمه هایی که به وقت دوشیدن گاوهایشان ... و کره گرفتن از مشگ هایشان ... از آن برایتان خواهم نوشت ، بزودی .

***************

بعضی وقت ها بعضی محبت ها چقدر به دل می نشیند .

به ملاقات سوسکی مهربان برویم .

 بی تا ،مدتی نمی نوشت اما خوشحالم که نازنین بی تا دوباره برگشت .

خدا حفظ کند این امّت فیلتر شکن پرور را

یک ماه بود نگران رویا بودم ، خوشبختانه برگشت .

ساحل خانم هم بلاگر شد ، منتظر پیغام های گرم شماست .

یکی از دوستان من ، در پست قبلی ، به من اطلاع داد که صفحهء وبلاگم ، نامنظم دیده می شده ، البته برای خودم این گونه نبود و دلیلش را هم نفهمیدم ، شما هم صفحه ام را نامنظم می دیدید ؟ البته در این پست از راهنمایی ایشان استفاده کردم ، نمی دانم اکنون هم همان مشکل را دارد یا نه ؟

گنجی را تنها مگذارید - اگر روزانه ده بار این صفحه را باز کنید ، با قرار گرفتن این عکس در لیست “بیشترین بازدیدها” افراد بیشتری متوجه اکبر گنجی می شوند.
دراین باره به کیانوش عزیز هم سری بزنید .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط راوی