تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - خاتمی آنلاین !

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

چند روزی ست که سوژهء وبلاگ نویسی آقای خاتمی در وبلاگشهر انگیزه ای شده تا موافقان و مخالفان نظرات خود را به شکل" پست" یا " کامنت " ابراز می دارند  .

می دانم که با نوشتن این پست ، اعتراض های زیادی را خواهم شنید اما چه باک !

ما همه صحبت از آزادی بیان می کنیم ، خوب است که خود هم به این اصل احترام بگذاریم و ثابت قدم باشیم .

آنان که با منطق ، آقای خاتمی را مورد خطاب قرار دادند ، نظرشان برایم قابل احترام است و آنان که فکر می کنند با تحقیر کردن شخصیت آقای خاتمی ، خود بزرگ می شوند ، لحظه ای بیندیشند .

اول در مورد وبلاگ آقای خاتمی ، عرض کنم که ، ایشان خود به این کار اقدام نکرده اند ، چند جوان خوش فکر ، قدمی برداشته اند تا شاید ایشان را به این دنیای مجازی بکشانند .

پست اول این وبلاگ ، توسط آقای خاتمی نه نوشته شد و نه نظارتی از ایشان بر روی این پست و کامنت ها بود .

من هم مانند بسیاری از شما رفتم وکامنتی نوشتم  که دقیقا" آنرا  اینجا می خوانید  :

سلام
به رسم بلاگرها، که در آغاز کار وبلاگ نویسی ،به تازه وارد تبریک می گویند ، ورودتان را به وبلاگستان تبریک می گویم .
اگر آمدید و ادامه دادید خیلی سخنها با شما دارم . شاد باشید . راوی . تهران

منتشر شد و مشخص بود که منتشر می شود .

حال در مورد کامنت هایی که منتشر نشد ! من تا حدودی به این جوانانی که این اقدام را کردند حق می دهم که بعضی از این کامنت ها را  حذف کنند ! چرا که آنان تصمیم داشتند آقای خاتمی را به نوعی  به این سمت هدایت کنند ، تا دسترسی علاقمندانش و مخالفانش به وی ، آسانتر از قبل باشد ، به همین دلیل با " تعصب " به این قضیه نگاه می کردند که مبادا اینگونه نظرات مانع از ورود آقای خاتمی به این دنیای مجازی شود . ضمن این که این جوانان ، آقای خاتمی را بخوبی نشناخته اند که اگر شناخت دقیقی روی شخصیت ایشان داشتند ، این چند ساله به " جنبه و ظرفیت " بالای ایشان پی می بردند .

من برای آقای خاتمی ارزش ویژه ای قائل هستم ، گر چه گلایه های بسیاری نیز  از ایشان دارم ! اما !

به عقیدهء من شیوهء اعتراض و  مخالفت اگر جنبهء توهین و تحقیر به خود بگیرد هیچگاه سازنده نیست ! هیچگاه!

اگر بخواهم ویژه گی های " دوران ریاست جمهوری " ایشان را بنویسم ، بسیار است اما فقط

به چند نکته  اشاره می کنم .

اگر تو بلاگر محترمی که توهین می کنی! بی منطق و بی آگاهی  یادت رفته، من که یادم نرفته پیش از ریاست ایشان چه شرایطی داشتیم!

یادم نرفته که ویدیو را در هفت سوراخ خانه پنهان می کردیم و هر لحظه که از آن استفاده می کردیم بارها  از پنجره سرک می کشیدیم که ماموران به خانه نریزند !

یادم نرفته که اگر " خانمی " را با آرایش در خیابان می دیدند ، دستمال آغشته به شیشه خورده بر چهرهء او می کشیدند !

یادم نرفته که اگر لباسی به غیر از لباس عزا ( تیره رنگ ) بر تن می کردیم ، سر از کمیته در می آوردیم !

یادم نرفته که اگر کسی قرار بود در" اداره ای " وزارتخانه ای " استخدام شود ، به تخصص وی کاری نداشتند فقط کافی بود بداند که کفن مرده چند تکه است و غسل کردن در چه مواردی واجب !

یادم نرقته که برای گزینش دانشجو ،  چه مسائلی مد نظر بود !

یادم نرفته که به دلیل پوشیدن دامن کوتاه دختر ۶ ساله ام ، از پرواز ما با هواپیما جلو گیری کردند !

یادم نرفته که پیش از وی  " رئیس جمهور " یعنی بت ! که اگر روزی روزگاری او را دیدی  فقط باید تعظیم کنی و دیگر هیچ!

یادم نرفته که یک شهروند چیزی به نام " حق و حقوق خودش " را نمی شناخت !

یادم نرفته که اوضاع" نشر کتاب و ساخت فیلم "چه اوضاع احوالی داشت !

یادم نرفته که کم کم زنان به نا کجا آباد هدایت می شدند !

بله! کوی دانشگاه را هم یادم نرفته اما !

همین فضای اعتراض و پیش آمدن حوادث کوی دانشگاه را هم از آقای خاتمی داشتیم.

 حالا اگر ، مردم همت ندارند و فقط چند صد دانشجو ، بی هیچ حمایتی از طرف ما مردم  لب به اعتراض گشودندو زود توسط لباس شخصی ها صدای آنان بریده شد  چرا گناه را به گردن آقای خاتمی می اندازیم؟!

خود ما همت نداشتیم که به دنبال اعتراض دانشجویان ، قدمی برداریم ! وگرنه فضا که آماده شده بود !

مگر غیر از این بود که سالها قبل اگر دانشجویی ، روشنفکری ، اعتراضی می کرد به اعدام محکوم می شد؟

می دانم ! خوب هم می دانم که در آنسوی مرزها مردم از چه حق و حقوقی برخوردارند اما !

یادمان باشد که ما در ایران زندگی می کنیم و آقای خاتمی هم رئیس جمهور ایران بود !

ما یک مشکل اساسی داریم :

تا زمانی که امورات مملکت به دست  شخصی با نام " رهبر "  باشد ،نه آقای خاتمی و نه هیچ ابر مردی قادر نخواهد بود  این ویرانه را آباد کند !

کاش کسانی که بر خاتمی می تازند ، نظری به قانون اساسی می انداختند تا بهتر بدانند که یک رئیس جمهور در کشور ما ، دارای چه اختیاراتی ست !

آقای خاتمی  بیش از اختیاراتش عمل کرد و ما نفهمیدیم !

مطمئن هستم که خیلی از شما خواهید گفت که " من " به عنوان یک ایرانی به حق و حقوق سطح پایین  قانع هستم اما!

یک سوال از همهء معترضان دارم !

می شود خواهش کنم بگویید آیا شخصی را سراغ دارید که بتواند با این شرایط فعلی ( ۲۷ ساله ) بهتر از خاتمی عمل کند؟

نگاهی به شرایط کاندیدا شدن برای پست " رئیس جمهوری " بیندازید !

کار از ریشه خراب است ، کسانی قدرت را در دست گرفته اند که فقط با  "رهبر " هم عقیده و هم گامند !

رادیو تلویزیون صحبتهای خاتمی را سانسور می کرد ! کجای کاریم ؟!

کشوری داشتیم که تمام عزت و آبرویش در جهان  لگد مال شده بود و آقای خاتمی با تلاش و تدبیر بخشی از آن را برگرداند ، این را هیچکس نمی تواند انکار کند !

من صحبتم روی شخص آقای خاتمی ست نه کسان دیگری که سعی داشتند با  سوء استفاده از نام حزب ایشان خود را صالح و ناجی مملکت بخوانند .

"آقای خاتمی" و ،وزیر اندیشمندش" آقای دکتر مهاجرانی " تلاش های پر ثمر بیشماری  برای این مملکت  انجام داده اند که من به سهم خودم از آنان ممنونم .

با کوبیدن خاتمی بزرگ نمی شویم ! پس اجازه دهیم که او به عنوان یک شخصیت فرهنگی در کنار ما باشد . همین !

و باز هم کامنت هایی از طرف من برای دوستان و از طرف دوستانم برای من !

دوستان تازه وارد بخوانند

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط راوی  |