چندی پیش خواهرم با آقایی که سالهاست در اروپا زندگی می کند ، ازدواج کرد .
یکی دو روز بعد از عقدشان به خواهرم گفتم شما می توانید با عقد نامه وام ازدواج بگیرید حدود ششصد هزار تومانی به هر دو شما می دهند .
خواهرم و همسرش گفتند ما به این وام نیازی نداریم ، اگر می خواهی تو این وام را برای خودت بگیر.
کلی از این پیشنهاد خوشحال شدم وبا خودم گفتم با این پول کلی کار می توانم انجام دهم .
فردای آن روز رفتم بانک پرس و جو کنم ، گفتند باید مدارک لازم را بیاورید ، خود عروس و داماد یا پدرهایشان بیایند به همراه ۲ ضامن که در این بانک حساب داشته باشند .
چند روزی طول کشید تا ضامن پیدا کردیم.
به همراه عروس و داماد و دو ضامن و تمام مدارک لازم به بانک مراجعه کردیم .
بانک شلوغ بود .
گفتند بروید پیش رئیس بانک .
رفتیم .
همهء مدارک را نگاه کرد و گفت : برگهء اشتغال به کار داماد هم نیاز است ، داماد نگاهی به من انداخت ، خودش سکوت کرد که مبادا کار را خراب کند ، من مثل حسنک راستگو گفتم : داماد سالهاست که اروپاست و چند روز دیگر هم می روند ، این وام را من می خواهم بردارم و ضامن هایم هم، که هم در این بانک معتبرند و هم حساب دارند .
رئیس بانک نه گذاشت و نه برداشت جلوی همه داد زد که :
خا......نم .... از اول بگو می خواهم تقلب کنم ! وقت ما را هم نگیر !
انگار این بانک را توی سر من کوبیدند ، از خجالت داشتم آب می شدم !
گفتم: حالا چرا داد می زنید ؟ وام نمی دهید، ندهید ! چرا آبرو ریزی می کنید؟
ادامه داد : همین مشتری های امثال شماست که ما بانکی ها را بدبخت کرده !
وام نمی دهم خانم ! ایشان که در ایران زندگی نمی کنند ، قانون این اجازه را به ما نمی دهد !
و باز داد زد که: مملکت قانون داره!
ضامن ها ، پا در میانی کردند که آقای..... اگر مشکلی پیش بیاید ، ضامن که هست !
به همه شان اشاره کردم که برویم !
آمدم ! چون مملکت قانون داره !
امشب پای تلویزیون نشسته بودم که داغم تازه شد !
کانال ۲ ساعت هشت و نیم تا یک ربع به نه اخباری دارد به نام " بیست و سی "
اخباری ست که در هیچ کدام از برنامه های خبری دیگر پخش نمی شود و می توان گفت در نوع خود بی نظیر است .
بخشی از این برنامه گاهی اختصاص دارد" به دوربین مخفی ".
امشب با دوربین مخفی به سراغ افرادی رفته بودند که " چک سفید امضاء " می فروشند !
به این شکل که چک سفید امضائی( بدون مبلغ ) را به قیمت صد تا صد و پنجاه هزار تومان می خری و با هر مبلغی که دوست داشتی خرج می کنی !
گزارشگر برنامه به اسم مشتری رفته بود و تقاضای چک می کرد .
و از او سوال و جواب می کرد که چک از کدام بانک ها دارید ؟
فروشنده گفت : همهء بانکها ... ملی .. ملت... صادرات... تجارت ...
گزارشگر گفت با من ارزانتر حساب کن !
فروشنده گفت :وقتی می توانی مبلغ این چک را چندین میلیون خرج کنی دیگر برای چه چانه می زنی؟
گزارشگر گفت : اگر بعدا" مشکلی برایم پیش آمد چکار کنم؟
فروشنده گفت :آقا مشکلی پیش نمی آید اگر هم بیاید کاری به تو ندارند ، با امضاء کننده طرف هستند !
گزارشگر باز پرسید : امضاء کننده کیست؟
فروشنده گفت : شما به آن کار نداشته باش ، این ها یک سری هستند که سالهاست کارشان این است و با بعضی از بانکی ها ، زد و بند دارند !
گزارش مفصل بود و با تعداد زیادی از این فروشندگان صحبت کردند .....
وقتی گزارش تمام شد ، دخترم گفت:
چرا صورت این فروشنده ها را شطرنجی کردند که کسی نشناسد؟
گفتم : عزیز من ! مملکت قانون داره !
شاید بی ربط باشد اما دوست دارم این را اضافه کنم :
بار الهی
بار الهی
نعمت به خران دادی و عزت به سگان
نکند ما به تماشای جهان آمده ایم






