زمانی که وارد حیطه ی ضرب المثل ها و حکایات قدیمی می شویم گاه ناچاریم کمی ادب را زیر پا بگذاریم، مانند ضرب المثل
« ...ز همه می خوره به پشم ...ز ما می خوره به تشت ».
به تجاوز هایی که در خارج اتفاق می افتد و بازتاب آن از سوی خودشان کار
ندارم اما امان از زمانی که خطایی از یک ایرانی در خارج سر بزند خود ما
کاسه داغ تر از آش می شویم و از حقوق پایمال شده ی خارجی مورد تجاوز دفاع
می کنیم.
جریانی که دیروز اتفاق افتاد مصداق همین ضرب المثل قدیمی ست، یک دانشجوی
ایرانی ساکن کانادا در آسانسور نسبت به دختری تعرض می کند و سینه ی او را
می بوسد، دختر شکایت می کند و قانون هم حکم مجازات این پسر را صادر می کند
و نشریات کانادایی هم خبر را منعکس می کنند تا اینجای قضیه اتفاق زشتی
بوده که رخ داده و سیر قانونی آن هم طی شده.
اما نکته ی قابل تامل و مورد بحث من برخورد برخی از ایرانیان ( مخصوصا"
ساکنین کانادا ) است آنان فارغ از حکم مراجع با صلاحیت راسا" اقدام به
تنبیه متهم کردند درست به شیوه ی نیروی انتظامی ایران که به گردن متهمین
آفتابه می انداخت و آنها را در محله ی سکونت شان می گرداند و اجازه ی
زندگی بعد از طی محکومیت را از آنان سلب می کرد.
انصافا" همین شماها نبودید که به این حرکت زشت نیروی انتظامی معترض بودید؟
به عقیده ی من اکثر کسانی که خطای این دانشجو را در بوق و کرنا کردند می
خواستند یک نکته را به من ِ شنونده القا کنند و آن اینکه « ما عاری از
چنین خطاهایی هستیم »!
خب این که جار و جنجال ندارد هرکسی شخصیتش از رفتارش کردارش و گفتارش پیداست.
هر چند بزرگترین ایرادی که به این دانشجو وارد است این است که کار کشته نبوده تا چنین رسوای عالم نشود!
عیب پوشی رسم بزرگان است می خواهم بدانم با انتشار عکس و نام این دانشجو چه هدفی را دنبال می کنید!؟
شما او را از حیثیت ساقط کردید و انتشار این خبر در ایران توسط شما صورت
گرفت دوست و دشمنش را خبر کردید هدف تان از این کار چه بود!؟ آن زن که هم
قانون حمایتش کرد و هم در محیطی زندگی می کند که چنین مسئله ای به زندگی
خصوصی اش لطمه نمی زند اما این دانشجو چی؟!
دیروز جمع تان در سایت پرخواننده ی بالاترین جمع بود و از حیثیت و شرف ایرانی دفاع می کردید و در راستای پخش این خبر، خبری منتشر شد که حاکی از موفقیت تحصیلی این دانشجو بود چرا دست به دست هم دادید و آن خبر را حذف کردید؟
آن زمان که جریان آن دختر بازیگر و فیلم کذایی اش ورد زبان ها بود مطلبی نوشتم با عنوان « نفرین لک لک »
روشنفکری ست که ابتدای امر، انسانیت را زیر پا می گذارد.
غافل از آنکه خیلی وقت است اعتقاد داشتن به چنین مسائلی نشانه ی امّلی
وکوته فکری ست. متاسفانه چیزهایی جای آن اعتقادات را گرفته و نشانه ی
پ . ن
انتقادات دوستان بالاترینی و پاسخ های من را در اینجا بخوانید





