دیروز داشتم نگاهی به آرشیو وبلاگم می انداختم که متوجه موضوعی شدم و آن هم طولانی بودن پستهای وبلاگم بود.
از آنجایی که خودم مطالب خیلی طولانی راکمتر می خوانم مگر آنکه خیلی جذابیت داشته باشد با خودم گفتم مگر خوانندگان وبلاگت چه گناهی مرتکب شده اند که اینقدر برای خواندن یک پست وبلاگت وقت بگذارند؟
البته فکر می کنم کمی هم تقصیر خوانندگان محترم هم هست که مرتب می گویند کوتاه ننویس.
طولانی بودن نوشته هایم مرا یاد خاطره ای انداخت که برایتان نقل می کنم .
البته سعی می کنم این بار کوتاه بنویسم !
فقط سعی می کنم ! قول نمی دهم .! نمی دانم آخر کار چه شود :))
در تهران انجمنی هست به نام انجمن اراکیها که هر یک ماه یکبار در یکی از رستورانهای بزرگ تهران تشکیل می شود.
بسیاری از شهرستانها هم هستند در تهران که انجمن دارند اما همهء هنرمندان و نخبگان غیر اراکی که در این انجمن شرکت می کنند می گویند هیچ انجمنی انجمن اراکیها نمی شود .
برنامهء انجمن از این قرار است که جمعی از هنرمندان، نخبگان ،شعرا ،نویسندگان و فرزانگان اراکی که تعدادشان کم هم نیست گرد هم جمع می شوند و از سرشب تا نیمه های شب خوش می گذرانند .
شبهای با صفایی ست.
هر کس پول شام خودش را حساب می کند و از دیگر برنامه های تدارک دیده شده استفاده می کند . جای همهء شما خالی.
برنامه هایی مانند اجرای موسیقی که معمولا" از بهترین پیش کسوتان موسیقی دعوت می کنند شعر خوانی سخنرانی های شنیدنی و مفید .
معمولا" افراد غیر اراکی هم گاهی از طرف اراکیها دعوت می شوند .
مثلا" خانم پوری بنایی اکثر اوقات یکی از هنرمندان پیش کسوت غیر اراکی را به انجمن می آورد .
پوری بنایی با همان جذابیت و با همان خانمی با لباسی ساده بدون آرایش اما مرتب و زیبا در حالی که وقارش را حفظ می کند با همه می جوشد .
گاه از طرف انجمن مهمان ویژه ای هم دعوت می شود . مثلا" آقای دکتر مهاجرانی یکی از این مهمانان ویژهء اراکی بود .
یادم می آید یک شب وقتی آقای مهاجرانی از در رستوران وارد شد تمام مجلس هورا می کشیدند کم مانده بود روی دست بلندش کنند این هم محلی قدیمی راوی را .
البته ایشان هم مانند من مجردی به این انجمن آمده بودند همسر محترمشان خانم جمیلهء کدیور همراهشان نبود ..
گاه گداری هم تجلیلی از فردی می شود که در اراک کارهای فرهنگی انجام داده مثلا" یک شب تجلیلی بود از یکی از معلمان قدیمی اراک که آقای مهاجرانی هدیهء آماده شده از طرف انجمن را به ایشان اهدا کرد و گفت : من از شاگردان شما بوده ام و خاطراتی از آن روزها را هم یاد کردند.
شبی هم آقای علی نظری نمایندهء مجلس ششم به این انجمن دعوت شده بود.
جوانی بود خوش صحبت و بذله گو .
سخنرانی مفصل اما جالبی ایراد کرد و در آخر عذر خواهی کرد که صحبتهایش طولانی بود و باز اضافه کرد بروید خدا را شکر کنید که من نمایندهء اراک هستم به جای من فیدل کاسترو نمایندهء مردم اراک نشده !
یک نفر از او سوال کرد که چطور مگر؟
آقای نظری گفت:
همراه با تیمی برای انجام کاری به " کوبا " رفته بودیم.
روزی که مراسم رسمی بود و فیدل کاسترو برای ما سخنرانی می کرد خیلی طول کشید تا سخنرانی او تمام شود دقیقا" 4 ساعت و 15 دقیقه سخنرانی کرد .
سر میز شام فیدل کاسترو رو به من کرد و گفت شما در حین سخنرانی من مرتب به ساعتتان نگاه می کردید ! آیا قراری چیزی داشتید؟!
من خندیدم و گفتم نه! اما سخنرانی شما خیلی طول کشید . ما در ایران می گوییم آخوندها وقتی بالای منبر می روند دیگر پایین نمی آیند اما شما زده اید روی دست آخوندها!
فیدل کاسترو در جواب گفت:
من ملاحظهء شما را کرد ه ام !! سخنرانی من کمتر از 7 ساعت نیست !
حالا من هم ملاحظهء شما خوانندگان را می کنم وگرنه در هر پست یک رمان چند جلدی می نوشتم!!
فکر می کنم این از همهء پستها طولانی تر شد !





