تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - تاثیر گذارها

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

بناست که از « تاثیر گذارها » بنویسم.
ابتدا تشکر می کنم از « آقای عباس معروفی ِ عزیز » که در میان اسامی کسانی که از طرف ایشان دعوت شدند، از من هم نام بردند.
تشکر از کسی که حدود دو سال پیش با سخاوت تمام بدون آنکه بداند چه خواهم نوشت نام یکی از آثارش را به عنوان نام وبلاگ به من هدیه کرد، « آونگ خاطره های ما ».
به نظر من این کار خیلی شهامت می خواهد! نه!؟

رو راست بگویم نوشتن این پست برایم سخت است!
من نه ادیب هستم نه هنرمندم نه نویسنده ام ،نه... و نه چهره ی سر شناسی که بخواهم ادعا کنم به " اینجا " که رسیده ام مدیون چه کسانی هستم، اما رکّ بگویم ،خود ِ خودم را دوست دارم.
" مینو " هستم با خوی و خصلت های مخصوص به خودم.
تمام این خوی و خصلت ها یا برگرفته و الگو برداری از شخصی بوده ، حال یا خود آگاه و یا ناخودآگاه و یا با قدرتی که در خود سراغ دارم سعی کردم شخصیت خودم را به گونه ای بسازم که در محیط اطرافم و افرادی که با آنان در تماس هستم نیروی جاذبه داشته باشم نه دافعه ، تاثیر مثبت داشته باشم، نه منفی! در حد توان خودم البته!

بدون هیچ تردیدی هر فردی مهمترین تاثیرات را ابتدا از خانواده و محیطی که در آن رشد می کند می گیرد.

ابتدا از پدرم بگویم ، روح همه ی رفتگان شاد ، صبوری و مناعت طبع را از پدرم آموختم.
رازداری و سخت بودن در مقابل مشکلات را از مادرم یاد گرفتم، عشق به مطالعه و موسیقی را از برادر دومم " ناصر " آموختم،( چند روز دیگر پنجمین سالگرد در گذشت اوست...) با رفتن او یکی از بهترین رفیقهایم را از دست دادم.
قدر شناسی را از خواهر خوبم " افسانه " آموختم.
یک بُعدی نگاه نکردن به دنیای اطرافم و یا بهتر بگویم « نگاهی فراتر » را از دخترم، " صدف " آموختم.
و اما خارج از محیط خانواده:
بیل گیتس یکی از مهمترین کسانی بود که در زندگی من تاثیر بسزایی گذاشت.
او باعث شد دوستان بسیاری در سراسر دنیا بیابم که دوستی با هر کدام از آنان در جای خود برایم ارزشمند است. بیل گیتس پنجره ای به روی من باز کرد تا با شما عزیزان به گفتگو بنشینم از شما بیاموزم و حضورتان گرمی خاصی به زندگی ام بخشیده .

" آقای عباس معروفی ِ عزیز" ، برای من معلم اخلاق است، این را از عمق دل می گویم. وقتی با او صحبت می کنم گذر زمان را احساس نمی کنم و می آموزم و می آموزم...

اگر بخواهم خانم " شکوه میرزادگی " را در یک جمله تعریف کنم می گویم قدر شناس با معرفت صبور مهربان و مودب.
اگر وجودت لبالب از مهر و ادب باشد باز با صحبت کردن با ایشان این خصیصه را می آموزی.

آقای " عباس کیارستمی " ،هم شخصیت خودشان و هم آثارشان تاثیر بسیاری روی من گذاشته.
ایشان رفتاری دارند که نمی توانم خوب بیانش کنم اما چنین می گویم که فروتنی و وقار را همراه با بزرگی و زلالی خاص خودشان در هم می آمیزند.
آقای عباس کیارستمی مرد بزرگی ست.همین!

و با این جمله ختم کنم که از همه ی کسانی که نام بردم فقط" ذره ای " آموختم که اگر خوب می آموختم اکنون " مینویی " بودم که دوست تر می داشتمش!

و اما موسیقی این پست،
ساقی ببین آزرده ام
ساقی ببین افسرده ام
مست و خرابم

و حالا دوستانی که من از آنها دعوت می کنم در باره ی تاثیر گذار ها در زندگی شان بنویسند
اسامی بی هیچ ترتیبی آقایان و خانمها


ف.م.سخن
نی لبک
ایرج سیف
محمد علی ابطحی
کیا بهادری
مخمل بانو
قصه گو
شهربانو ( که به تازگی اولین کتابش در آلمان منتشر شده از همینجا به او تبریک می گویم ).
نقطه ته خط
اسد علیمحمدی
رها
گلنسا
عمو اروند
سعید حاتمی
دختر همسایه
احمد باطبی
بهزاد مهرانی
محمد درویش
زال
آشپزباشی
شهرقصه
یک پزشک
یک اهری
سورئالیست
شهلا شرف
خورشید خانم
زیتون
سرزمین آفتاب
مریم مهتدی
زن ایرانی
رویاهای گمشده
پ.ن
می دانم تعدادی از این دوستان قبلا" از طرف دوستانشان دعوت شده اند اما چه اشکالی دارد من هم دعوت کنم؟
و امیدوارم مثل بازی شب یلدا نشود که من متوجه نشده بودم تعدادی از دوستان دعوتم کرده بودند و من نامشان را عنوان نکرده بودم. از دوستان دیگر هم که از طرف من دعوت نشدند عذر خواهی می کنم.


+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط راوی