آورده اند که در زمانهای دور در طایفه ی ما پیر مرد ساده لوحی زندگی می کرده که بسیار هم انسان نیک و خوش قلبی بوده.
یک جمله ی معروف از این آقا در طایفه ی مادری ما هست و آن هم:
« مُو یه ایراتی دارُم » « ایراتی = ایرادی ».
یعنی زمانی که بحثی،صحبتی می شده و ایشان مخالف بوده همیشه در آغاز صحبت هایش می گفته :
« مُو یه ایراتی دارُم »
می دانم الآن که خواهرم این پست را بخواند برایم پیغام می فرستد که : خدا خفه ت نکنه مینو! رفتی سراغ مُرده ها !؟
روح همه ی رفتگان شاد. یک مرتبه آمد به زبانم! چه می شود کرد!؟
حـالا!
« مُو یه ایراتی دارُم » !
و آن اینکه :
من اگر بخواهم لابلای نوشته هایم لینک وبلاگ دیگران را هم بدهم چه کسی را باید ببینم!؟
خوبه راحت باشم مگر نه؟ من که بدون نام بردن از دوستان نمی توانم پستم را تمام کنم،پس دوستانی که معترض بودند چرا وسط نوشته هایت لینک می دهی بی خیال شوند لطفا
اول یک جوک دست چندم برایتان بگویم تا بعد.
پیش از اینکه جوک را تعریف کنم این جمله را با ضرباهنگ تند و با لحنی حماسی بخوانید لطفا
«آونگ خاطره های ما، آگهی می پذیرد»
خوب چکار کنیم زندگی خرج دارد! چطور " یک پزشک " آگهی بپذیرد؟ آنوقت ما "قُدّ بازی " در بیاوریم! این هم از ناشی بودنمان! اولِ کار، رقیب معرفی می کنیم! ( حالا ما هم تو این هاگیر واگیر و بگیر و ببند وبلاگ ها وقت گیر آوردیم! )
و حالا جوک:
می گویند مرد مسلمانی به کلیسا می رود و به کشیش می گوید می خواهم مسیحی شوم. کشیش چراغ ها را خاموش می کند، دعا را می خواند و کار که تمام می شود چراغ ها را روشن می کند. مردی که تازه مسیحی شده بوده با دیدن روشنایی دستی به صورتش می کشد و با صدای بلند می گوید: اللـــــــــّــــــــــــهــــــــــــــــمّ صــــــــــــــــــلّ علــــــــــی مــــــــــحمـــّـــــــــد و آل محـــــــــــمــــــّــــــد!
حالا حکایت ِمن!
چون تایپ فارسی و علامت گذاری ها برایم در بخش مدیریت این وبلاگ کمی سخت است، برای هر پست ماجراها دارم! اول مطالبم را در بلاگفا می نویسم سپس کپی می کنم در وبلاگ جدیدم. اما هنوز برای نقطه گذاری و علامت گذاری در آخر هر خط مشکل دارم. لینک دادن های اینجا هم خیلی بیشتر از بلاگفا کار می برد و در این بخش نمی شود تقلب کرد و در بلاگفا لینکش را اضافه کرد. برای همین است می گویم حواله تان به حضرت عباس اگر لینک ها را سر نزنید! چون هم من ناشی هستم، هم با یک انگشت تایپ می کنم! و خلاصه نمی دانید چقدر وقت می گذارم خیر سرم!
ابتدا از وبلاگ خواهرم بگویم.
این خواهر ما که در وبلاگم با نام خواهر کوچیکه می شناسیدش نامش " افسانه " هست و در هلند زندگی می کند.یک وبلاگ خوشگل هم دارد اما از روزی که فهمید قرار است مادر شود وبلاگ نویسی را کنار گذاشت. یک سال است که ننوشته، اما قرار است بزودی پستی بنویسد هر چند کامنتش برای من فیلتر است. او فقط از رسم و رسوم و زندگی در هلند می نویسد. ( ای خائن وطن فروش! اگه به مامان نگفتم )
" گیسو "جان تو هم که در هلند زندگی می کنی، به قول جوان ها : دارَمت!
و باز دوستان سوال می کنندچرا وبلاگت زیاد پینگ می شود دلیلش این است که لینک روزانه که اضافه می کنم وبلاگ خود به خود پینگ می شود. عرض کرده بودم من بی تقصیرم روزی چند بار سر نزنید اگر به خاطر نوشته های گهر!بار من است.
دوستانی هم که در باره ی پینگ کردن وبلاگشان سوال می کنند سری به توضیحات این دوست مان بزنند.
چند پست قبل برایتان نوشتم که " کیا بهادری " دنبال گمشده اش می گردد! من ، چنان هر بار انتظار می کشم تا پست بعدی را بنویسد که خدا می داند.
" کیا " مانند بقیه ی همشهری هایم به من می گوید اینقدر اسم من را توی وبلاگت نبر! من نمی دانم ما اراکیها چرا اینقدر " قُدّ "هستیم! " یا ( غُدّ هستیم!؟ ).
در هر صورت من خیلی دوست دارم گمشده ی " کیا " روزی پیدا شود.
راستی قابل توجه دوستانی که در پست قبلی فکر کرده بودند دستی دور از آتش داشته ام در زمان جنگ! من ۷ سال از هشت سال ِ جنگ را در جنوب ایران زندگی کردم. منطقه ای نیمه جنگی! همین !گفتم که لال از دنیا نرم!
آن اوایل که " حمید رضای گل " این قالب را طراحی می کرد و من مرتب اذیتش میکردم که :
اینجاش اینجوری باشه ...اونجاش اونجوری باشه... از من خواست بخش های مختلف را برای پست هایم تعیین کنم و مثلا" این پست اجتماعی این پست موسیقی... گفتم "حمید رضا "جان ،پست های من اصلا" سر و ته ندارد! چنان آش همه چی قاطی ای هست که خودم هم حیرانم خواننده های خوبم برای چه به وبلاگم می آیند! هی! هی! هی! روزگار! این وبلاگ ثبت شدن داره!؟ نه!؟ خداییش!؟
خداوند همه ی ما را به راه راست هدایت فرماید. بگو آمــــّـــیـــــــــن!
تعدادی از دوستان از من سوال میکنند چگونه ترانه ها را از روی کاست به فایل ام پی تری تبدیل می کنی؟ در اینجا توضیح داده ام.
" به گیسو گفتم " دارَمت! " ترانه ی امشب هدیه به " نازنین گیسو ".
دلم به من دروغ می گه تو بر نمی گردی دیگه
فیلتر شدن وبلاگ ها و سایت ها هم از دیشب تا به حال دارد بیداد می کند





