تبليغاتX
آونگ خاطره‌های ما - پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند

آونگ خاطره‌های ما

دار، آونگ خاطره‌های ما، در ساعت تاريخ بود. ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. (سال بلوا، عباس معروفی)


حس می کنم که دنیا مال منه یه فتنه جوی زیبا مهمونمه


از خونه ی ما نا امیدی ها سفر کرده گویا دعاهای من خسته اثر کرده


جونم... چقدر ناز و با نمکه. به سلامتی، امیدوارم که چشم شما به دیدن اونها و چشم ما هم به دیدن عکسهای اونها روشن بشه. راستی این بچه رو خیلی بغلی و لوسش نکنین که وقتی بر می گردن مامان و باباش رو بیچاره کنه ها!

قصه گو | شنبه، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۵، ۱۰:۲۰ بعدازظهر

سلام راوي جان ماشاالله خوشگلو شيرينه از طرف من ببوسش ترانه هاي بجايي براي اومدنش انتخاب کردي هميشه شاد باشي

ماني | شنبه، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۵، ۱۰:۲۴ بعدازظهر

فدات بشم الهی
امیدوارم که دنی همیشه قدر این خاله خوب رو بدونه و بشه یه خواهر زاده خوب واسه خالش همون جور که گل تو واسه من بود .

خواهر کوچیکه | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۰۵ صبح

سلام
ای جان این شیطون بلا همونیه که قرار بود بیاد مهمونی؟
چشمتون روشن! خوش بگذره

گلنسا | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۰۷ صبح

سلام
ای جان این شیطون بلا همونیه که قرار بود بیاد مهمونی؟
چشمتون روشن! خوش بگذره

گلنسا | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۰۹ صبح

چشمت روشن راوی جان ....
امیدوارم همیشه سلامت باشه
خوش به حالش که همچین خاله ای داره !!

لیلا | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۵۰ صبح

چشمتون روشن.............ن
خیلی ..... خیلی روشن .

مخمل بانو | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۵۷ صبح

سلام خاله راوی
چشمتون روشن. الهی که دلتون همیشه شاد و لبتون خندون باشه :)

سارا | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۴:۲۸ صبح

این کوچولوی خوشگل دل منو که برد. خدا حفظش کنه. چشم شما روشن.

لبخند | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۹:۱۵ صبح

وای خیلی بامززززه ست ما شالا ...خوش به حال خالش که همچین مهمون نازی داره !

زهره | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۱۱:۳۰ صبح

اين همون موش پسري هست كه براي مامانش يه روز همه دست به دعا شديم؟
زنده باشه!

نفيسه | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۱۶ بعدازظهر

اي ي ي ژژژانم..
قربونش برم الهي..
چشمت روشن.. شاديم كه شادي مينو جان..

ناهيد | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۲۸ بعدازظهر

سلام راوي خانم گلم.
چطوري؟ بالاخره يکي از همشهريهاي شما کار داد دست ما و قاپمونو دزديد.انصافا پسر خوبيه ها!
يه خواهش دارم .اگه فرصت کردي آدرس من عوض شده .لينک جديدمو بذار خانمي....

شب تاب | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۰۰ بعدازظهر

راستي چشمتون روشن.خوش باشين با اين تازه وارد با نمک

شب تاب | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۰۲ بعدازظهر

چشمت روشن راوی جان
امیدوارم در کنار هم روزهای بسیار خوبی را بگذرانید.

گيسو | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۲۲ بعدازظهر

http://www.cyrusnews.com/news/digaran/?limit=100
وبنمایی
مستقل / اتوماتیک / بدون سانسور
که "موظف" نیست
المثنی برابر اصل "بعضی" از پایگاههای دسته جمعی "سیاسی /عبادی" را ارائه کند، که به "صحنه" اینترنت روانه شده اند،
تا با تکرار پر اصرار مکررات به ظاهر جدا از هم،
برای هم و برای وبنماهای حکومتی "الهام غیبی" بفرستند؛ با این دو در دو تا خداد تای انکار ناپذیر که در حواشی این زد و بندها و بده و بستان های مثلا "اصلاحاتی"
وبلاگهای مستقل خم "معرفی" میشوند:
به عنوان
سر و صدای "ارکستر"
در خدمت "ویلون اول" و خوانندگان آواز باباکرم آخوندی و اصلاحات آخوندی

فهرست وب ایرانی (نمایه ها) | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۴۰ بعدازظهر

راوی جان سلام ..

خیلی خیلی خوشحال شدم .. می دونم از الان تا فردا نه خودت طاقت داری نه مامان پرنس دنی .. آخ که چه لذت خوبی است دیدن عزیزان ..

امیدوارم به همتون خیلی خیلی خوش بگذره و از وجود هم لذت ببرید .. خوش باشید

پروانه هیچستان | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۶:۳۰ بعدازظهر

سلام نازنین راوی جان ....

چشم شما روشن ... راست میگفتی که خوشگل خوشگلا میشه ها ...
امیدوارم به همگی تون خیلی خیلی خوش بگذره ... لحظه لحظه ش خاطره س ... از طرف من خواهر کوچیکه و دنی کوچولو رو ببوس . شاد باشید .

رها | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۸:۲۹ بعدازظهر

راوی جان

خنده هایش پایدار ..چشمت روشن عزیز

پروانه | یکشنبه، ۱۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۱۰:۳۵ بعدازظهر

این جااااان...خدا حفظش کنه.چشم و دلت روشن راوی عزیز.

نسرین | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۲۰ صبح

ديدي چي شد؟؟ ديدي زودتر از من اومدن؟؟ حالا تا کي مي مونن؟؟
اما از ته دلم برات خوشحالم.چشمت هزار بار روشن عزيز جونم.

غزل | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۳:۵۱ صبح

جمعتون همیشه جمع باشه و گرم با این پسرک خوردنی...

بي تا | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۷:۳۸ صبح

وووووووووووووی عزیزم چه نازه، خدا حفظش کنه.
امیدوارم این روزها بهتون خوش بگذره.

بيد قرمز | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۰۸ بعدازظهر

چشمتون روشن ، چقدر هم شيرينه

ر.ا | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۳:۳۱ بعدازظهر

چشمتون روشن راوی خانوم، چقدر خوردنيه اين کوچولوی دوست داشتنی، مطمئنم کلی شادی و خنده با خودش سوغات ميآره...
شاديتون مستدام.

آينه | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۳:۴۲ بعدازظهر

cheshmet roshan khanomi, omidvaram ke to in modat hesabi be hamatun khosh begzare
:)

farzaneh | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۵:۴۵ بعدازظهر

راوی جان چشم دلت روشن > خانه ی جدیدت هم مبارک / شرمنده که زود تر از اینها باید تبریک میگفتم

نورا | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۶:۳۹ بعدازظهر

خیلی ناز و با نمک شده این کوچولو راوی جان.امیدوارم که روزهای خوبی را در کنار هم همگی داشته باشین.
سپیده

لحظه ها | دوشنبه، ۱۳ آذرماه ۱۳۸۵، ۷:۱۷ بعدازظهر

سلام راوی عزیزم چشمت روشن خدا حفظش کنه چقدر نازه از طرف منم ببوسش خیلی مواظبش باشین و به خواهر عزیزت بگو حتما رعایت مسائل بهداشتی رو توی ایران بکنه آب معدنی رو بجوشونه به این دانیال جان بده که مبادا مریض بشه امیدورام سفر خوبی داشته باشه و به تو هم خوش بگذره روزهای خوبی در کنار هم داشته باشین تا درودی دوباره بدرود

راحله | سه شنبه، ۱۴ آذرماه ۱۳۸۵، ۵:۱۹ صبح

هيشه شاد باشيد راوي عزيز..كه با خوشحالي شما حال ما هم خوب است

saghand | سه شنبه، ۱۴ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۳۰ بعدازظهر

چشمتان روشن راوی جان. دلت شاد و لبت پر خنده .

راحله | سه شنبه، ۱۴ آذرماه ۱۳۸۵، ۴:۳۶ بعدازظهر

به به ، دات کام شدن که نه ، دات ایر شدنت مبارک. به همین مناسبت لینکانده هم شدید.

علیرضا | چهارشنبه، ۱۵ آذرماه ۱۳۸۵، ۳:۴۹ بعدازظهر

سلام نازنین راوی جان ...

دلمون برات تنگ شده ...

خوش باشی عزیزم .

رها | پنجشنبه، ۱۶ آذرماه ۱۳۸۵، ۱۰:۱۰ صبح

cheshme shoma roshan! dokhtare ya pesar in kuchluye naz?

man(roozmare negar) | پنجشنبه، ۱۶ آذرماه ۱۳۸۵، ۶:۴۲ بعدازظهر

درود بر راوی نازنینم
خانمی گمت کرده بودم ها
قالب جدیدت را خیلی دوست داری و باید بگم بسیار زیباست.
چشمت روشن برای ورود میهمانان گلت.
من نیز امروز سه ساله شدم.
غدای تو و بدرود.

شهــــلا | پنجشنبه، ۱۶ آذرماه ۱۳۸۵، ۹:۵۱ بعدازظهر

سلام راوی عزیز و بامرام /این مدت کامپیوترم دچار مشکل شده بود و اگه نیومدم عذر می خوام اگه بدونی چقد دلم تنگ نوشته هات شده بود که خدا می دونه /مرسی که اومدی عزیز دلم و خیلی بنده نوازی کردی /در ضمن چشم و دلت روشن /مواظب خودت و مهمونات باش /امیدوارم لحظات زیبا و شادی رو در کنار هم سپری کنین /سلام همه رو برسون و اسفند هم برای دنی کوچولو یادت نره /در پناه عشق و با احترام فراوان

روشینا | جمعه، ۱۷ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۱۱ صبح

درود بر شما و میهمانان عزیزت . چشمهایت روشن و دلهایتان شادان باد .

سوسن | جمعه، ۱۷ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۰۷ صبح

آونگ خاطره های ما خیلی وقت است که از کار افتاده.
اگر غبار از پنجره ی کوچک ما پاک کنی خوشحال می شویم.
سپاسگزارم.

وحید | جمعه، ۱۷ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۳۱ صبح

وااااي خدا بچه ام چققققدر نازززه:-) تو رو خدا لپاشو نگاه كن:)

زهرا | جمعه، ۱۷ آذرماه ۱۳۸۵، ۵:۲۱ بعدازظهر

salam ravi jan
ba ozr khahi ye faravan az takhiram
manzel e jadid ra shad bash migooyam. faghat kash mishod farsi benevisam.
vorood e mehmanan e azizat ra az samim e ghalb tabrik migam , vaghean khoshbehaletoon va koli khosh begzaroonid.baray e ma ham doaa konid..
in pesar kochoolooy ba namak ra ham beboosid.

mitra | شنبه، ۱۸ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۲۱ صبح

سلام راوی عزیز:
مبارک باشد سرای نوین ات بانو! تاخیر تبریک مرا بپذیر که خلی درگیرم این روزها...
پیشاپیش چشمت روشن به خاطر پرنس دنی نازنینت....
بگذار بگویم که صمیمیت و مهربانی و صداقتی که اینجاست را هزارباره دوست دارم.
مانا باشی تا هماره ها.
می بوسمت...

مانا مهر | شنبه، ۱۸ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۳۷ صبح

خیلی خوشگل و نازه ماشالله:)
ما رو هم غرق در شادی کردی..
چشمت روشن راوی جان.
امیدوارم در کنار خواهر و خواهر زاده روزهای شاد و خوبی بگذرونی. البته همراه با دختر گلت:)

زيتون | یکشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۴۳ صبح

salam ravi joon hanooz ham ziba minvisin ama vase shabe yalda ke raz nagzastin shad bashin vakuchulutunam asal beshe bozorg beshe shoma shad beshin ba movafaghiyatash

آنجليکا | چهارشنبه، ۶ دیماه ۱۳۸۵، ۶:۴۲ بعدازظهر

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط راوی