تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - تشکر از بانیان این قالب و کمی توضیح

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

به علت نامه های زیادی از دوستان که اظهار کرده بودند بیشتر اوقات نمی توانند وارد وبلاگ جدیدم شوند تا رفع اشکال پست ها یی که تا کنون در وبلاگ جدید منتشر کردم را در همینجا هم تقدیم می کنم .   لینک های روزانه هم در انتهای همین پست کپی شده.
با این دو آدرس تست کنید لطفا"
 www.aavang.ir 
http://www.aavang.ir/weblog/
ــــــــــــــــ

در این پست دو ترانه ی قدیمی خواهید شنید.چرا !؟ ، عرض می کنم.
این پست را باید در ابتدای کار می نوشتم، هم کمی توضیح لازم بود و هم تشکر از دو دوست.
مدتها بود که دنبال طراح قالب می گشتم، حقیقتش را بخواهید بد جور چشمم دنبال قالب وبلاگ خوابگرد بود، اما به چشم خواهر مادری به وبلاگشان نگاه می کردم! و تصمیم نداشتم عینا" همان قالب باشد اما امکاناتی که داشت را خیلی دوست داشتم ،با ایشان مشورت کردم و بعد از توضیحاتی به عنوان پیشنهاد دوستی را معرفی کردند که همین حمید رضا نصیری عزیز بود.
با حمید رضا وارد گفتگو شدیم و سر انجام به توافق رسیدیم، هر چه می خواستم در ابتدای کار با وی شرط کردم، نیمه های کار که رسید دیدم حمید رضای عزیز متعهد تر از آن است که شرط و شروطی لازم باشد.
گذشته از اینکه طراحی قالب خیلی به دلم نشست، کلّی کار هم یاد گرفتم، آنهم توسط حمید رضای گُل. خیلی صبور است این جوان! خیلی!
ترانه ای از « پروین » به عنوان تشکر تقدیم می کنم به جناب شکراللهی.
و ترانه ای هم از « منوچهر » تقدیم به حمید رضای عزیزم.بزودی من و حمید رضا با هم قراری خواهیم گذاشت برای نوشیدن قهوه، از روزی که این قالب را برایم ساخته مصرف قهوه و کاپوچینوی من که بالا رفته!
و اما توضیحاتی در باره ی این وبلاگ و طریقه ی لینک دادن به دوستان و ...

اگر مایل بودید بخش لینک های روزانه را سر بزنید روزی چند لینک بدان اضافه خواهم کرد و هرچه فیلتر شکن برایم ارسال شود را در همان بخش لینک های روزانه خواهم گذاشت.، علاوه بر آن در پایان هر پست بی هیچ توضیحی به چندوبلاگ لینک خواهم داد چه از دوستان قدیم و چه وبلاگ هایی که تازه با آنها آشنا شدم. بی هیچ ترتیبی و می توان گفت با سلیقه های مختلف خوانندگان عزیز.
و نکته ی دیگر اینکه این روزها منتظرم برای اولین بار « دنی » عزیزم را ببینم او به ایران می آید و طبیعتا" مانند گذشته نمی توانم هر روز پستی جدید بنویسم.

نکته ای را هم خدمت عزیزان عرض کنم مخصوصا" خوانندگان عزیزی که تازه با وبلاگم آشنا شدند. بارها ایمیل داشتم که این ترانه ها را با کیفیت بهتر در اختیار علاقمندان بگذارم . باور کنید اگر برایم مقدور بود حتما" این کار را می کردم،بیشتر این آهنگ ها را از روی کاست های سی و چند سال پیش به وبلاگ می آورم حتی برخی را از روی صفحه ی گرام، ضمن اینکه باید به فکر دوستانی هم باشم که از اینترنت با سرعت پایین استفاده می کنند تا بتوانند ترانه ها را دانلود کنند.
و این هم وبلاگ برخی دوستان :

گلنسا ــــــ من در غربت ـــــــ ترانه های بیدار ـــــــ عمو اروند ــــــــ رها ــــــــ پرسه
بلاگ رولینگ هم که پارتی بازی می کند و فقط بلاگ اسپات را پینگ می کند

نظرات

خونه ی نو مبارک راوی خانوم :)

آزاده | پنجشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۰:۱۴ صبح

سلام ...سلام شما را به امید خدا به همین زودی ها خواهم رساند ...اتفاقا خود او هم این روزها فاطمه بنت نبی را گوش می دهد و تنها کار ی که می کند ...اشک ...

من البته این قالب را خیلی می پسندم !

سیاورشن | پنجشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۰:۲۴ صبح

خيلي خوشحالم كردي.. چشمت روشن خانومي...

ناهيد | پنجشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۸:۳۳ صبح

سلام و عرض ادب

خانه جدید مبارک باشه امید دارم که مادام شاد باشی و همیشه بنویسی من که از خواندن مطالب وب یا وبلاگ شما سیر نمی شم.
خیلی دوستتون دارم.
همیشه خوش باشی
روز خوش

فروغی | پنجشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۹:۰۷ صبح

با سلام
ممنون از زحماتت.نمیشه ترانه ها رو با کیفیت بالانری بذارید؟

رضا | پنجشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۲۹ بعدازظهر

سلام راوی جان،
واقعاً شرمنده ام خانم. حق با تو هستش، خیلی وقته که بی معرفتی و بی تربیتی کردم و به سراغت نیومدم. راستش این مدت سرم خیلی شلوغ بوده. یکبار همون اوایل از وبلاگ قدیمیت اومدم اینجا و یه کامنت تبریک خانه نو برات نوشتم. نمی دونم مشکل از کامپیوتر من بود یا اینترنت که ثبت نشد لعنتی. من هم همون موقع فرصت نداشتم گفتم یه روز دیگه تکرارش می کنم که هی به امروز و فردا افتاد. اما مثل همیشه به وبت می یام و از خووندن مطالب زیبا و عالیت لذت می برم. وبسایت جدیدت رو هم خیلی دوست دارم. الحق که دست حمید رضا و خوابگرد درد نکنه.
امیدوارم که هر چه زودتر چشمت هم به جمال خواهر کوچیکه و دانیال کوچولو روشن شه. از عکسها و خاطرات این مدت ما رو هم بی نصیب نگذار لطفاً.
قربانت و معذرت دوباره

قصه گو | پنجشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۷:۰۹ بعدازظهر

بابا ای‌وول! دست مریزاد! کلی در این یک‌سال‌واندی وبلاگ نویسی، حرفه‌ئی شده‌ای. خوب بازهم مبارک باشد و ممنون از محبتت!

عمو اروند | پنجشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۷:۳۵ بعدازظهر

مبارک است خانم. حسابی نوسازی فرموده ايد!

سيبستان | پنجشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۷:۴۷ بعدازظهر

سلام راوی جان:
اگر امکان داره وقتی لینک می فرستید اون را به صورت HiperText بفرستید. چون این طوریکه میفرستید حتمن باید لینک را copy-paste کرد...
مرسی--

Fazel | جمعه، ۱۰ آذرماه ۱۳۸۵، ۰:۳۱ صبح

خانه نو مبارک . گرمای خانه جديد در اين فصل سرد حسابی می‌چسبد خصوصا با نسکافه داغش . امید که همیشه روزگار گرمی داشته باشید .

ر.ا | جمعه، ۱۰ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۳۹ صبح

این هم لینکهای روزانه وبلاگ جدید

شیما کلباسی و اشعارش

داریوش اقبالی تکذیب کرد

فیلتر شکن

به یاد عبدالعلی همایون، سرکار استوار

اعتراض گسترده ايرانيان از سراسر جهان مقام عربستان سعودي را وادار به تکذيب کرد

دوستی مار و بچه چهار ساله!

من که این روزها این ترانه ی ناصرعبداللهی را گوش می کنم و از عمق دل برایش دعا می کنم

ناصر عبداللهی در حالت کما ترانه های خودش را می شنود و اشک می ریزد!

آفتابه سراغ دارید؟

رقص باله پرویز صیاد و مری آپیک _ کاف شو

هنر نمایی

بابك بيات در قطعه‌ي هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت

فردا کلوب

آخرین وضعیت ناصر عبداللهی

قصاب ماهر با مدرک دانشگاهی نیازمندیم

آیا نیاز به تغییره معیارهای اخلاقی را در خود احساس میکنیم ؟ چرا ؟

هذیان نامه

سیاورشن از حال ناصر عبدالهی گزارش می دهد

لولی پپ ها

از ماست که بر ماست

انتقال جان‌باختگان هواپيماي آنتونف براي طي مراحل قانوني به بيمارستانهاي اطراف

فیلتر شکن** ________** موس را روی این لینک نگهدارید و فیلتر شکن ها را مشاهده کنید

«اى بزرگ موندنى»؛ نگاهي به زندگي و آثار زنده‌ياد بابك بيات

انقلاب که شد، "مسلمان‌ها"ی صادره از شوشتر و دزفول قبرستان انگلیسی‌های مسجدسلیمان را ویران کردند.

. بابک بیات پرپر شد

سيروس پسر شاملو است

گراز خوب ، گراز مرده است!

راهکارهایی برای اینکه مثل مخمل بانو دچار مشکل هک نشویم

چرا آدمهاي عاشق كمتر در معرض بيماري قرار ميگيرند.

ناصر عبدالهی در کماست . لطفا دعا کنید

هردم از اين باغ بري مي رسد!


 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 2:36 قبل از ظهر  توسط راوی