
ابتدا عرض کنم این عکس متعلق به روز اولی ست که دانیال به دنیا آمده ، فکر بد نکنید! ما طایفه ای خوشگل هستیم:)) او هم قراره خوشگل بشه:)) دست تقدیر!
امروز " دانیال " و مادرش ( خواهر کوچیکه ) از بیمارستان مرخص می شوند و به خانه می روند قرار است که دانیال را با وب کم ببینم . و قرار است که مادر دانیال پست ِ " چون بوی گل به همره باد صبا خوش آمدی" را بخواند، همینطور پیغام های قشنگ شما را .به همین دلیل این پست را نوشتم که زمانیکه آنلاین می شود با پست مربوط به اعدام! روبرو نشود، برای ساعاتی آن پست را برمی دارم.
من همیشه ترانه هدیه نمی دهم، گاه از دوستان هدیه هم می گیرم و دیشب یک هدیه ی زیبا گرفتم، هدیه ای که می دانم برای شما هم جالب است. دیشب وقتی " آریو " این هدیه را برایم فرستاد یک قری آمد توی کمرمان یک قری که آن سرش ناپیدا! جوری که مادرم گفت خب چرا روی صندلی!؟ پاشو قشنگ سرپا برقص :))
آریو که وبلاگ نان و پنیر را می نویسد فقط برای من یک دوست وبلاگی نیست او با صبر و حوصله کارهای مربوط به کامپیوتر و نرم افزار هم به من یاد می دهد و می شود گفت شده معلم ِ من.
این هدیه ، هدیه ست و نمی شود به کسی هدیه اش کرد اما دوست دارم همه تان این ترانه ی زیبا را گوش کنید. ترانه ای ست با لهجه ی مازندرانی که توسط " نادیا رام " خواهر ِ " عماد رام " خوانده شده . یادش بخیر آنروزهایی که " عماد رام " به همراه خواهرش " نادیا " و همسرش " افسانه " ترانه های سه صدایی اجرا می کردند و ما لذت می بردیم . روح " عماد رام " شاد.
ترانه ی اگر دل بسوزه با صدای " نادیا رام "
این هم متن ترانه و ترجمه ی آن که باز هم توسط " آریوی عزیز " برایم ارسال شد:
سفر بورده مر ناز کشونه
خدا عاشقی چه زاره
نا پیغومی بهشته نا نشونه
چرا دل ونه بکاره
اگه دل بناله بسوزه سزائه
سه پنج روزه مه دل کار چه زاره
ز بسکه شام راه مه دتا چش دیگه تاره
ته غم ره بلاره
مگه تومه بوینم دیگه خالی ونه جاره
چه راهی چه چاره
ز بسکه شام راه مه دتا چش دیگه تاره
ته غم ره بلاره
مگه تومه بوینم دیگه خالی ونه جاره
چه راهی چه چاره
اگه دل بناله بسوزه سزائه
سه پنج روزه مه دل کار چه زاره
مه ماسه بیته سینه غرق خونه
امه دل چه بی قراره
مه جان ره گرنه دورمی دل بدونه
ته درد دل بلاره
اگه دل بناله بسوزه سزائه
سه پنج روزه مه دل کار چه زاره
ز بسکه شام راه مه دتا چش دیگه تاره
ته غم ره بلاره
مگه تومه بوینم دیگه خالی ونه جاره
چه راهی چه چاره
اگه دل بناله بسوزه سزائه
سه پنج روزه مه دل کار چه زاره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اونی که ناز منو می
کشید رفته سفرخدایا عاشقی چقدر سخته
نه پیغامی گذاشته نه نشونهای
چرا دل منو منتظر گذاشته
اگر دل بناله یا بسوزه، سزاست
سه پنج روزه کار دل من چه زار شده
از بس که تا شب چشم به راه بودم چشمهام دیگه تار شده
قربان غمت برم (کُر)
مگه میتونم جای خالیش رو ببینم؟
راه چیه؟ چاره چیه؟ (کر)
از بس که تا شب چشم به راه بودم چشمهام دیگه تار شده
قربان غمت برم (کر)
مگه میتونم جای خالیش رو ببینم؟
راه چیه؟ چاره چیه؟ (کر)
اگر دل بناله یا بسوزه، سزاست
سه پنج روزه کار دل من چه زار شده
ماست من سفت شده، دلم غرق خونه
دل من چه بیقراره (کر)
دل بدونه دوری اش جان من رو میگیره
اگر دل بناله یا بسوزه، سزاست
قربان دردت برم (کر)
سه پنج روزه کار دل من چه زار شده
از بس که تا شب چشم به راه بودم چشمهام دیگه تار شده
قربان غمت برم (کر)
مگه میتونم جای خالیش رو ببینم؟
راه چیه؟ چاره چیه؟ (کر)
اگر دل بناله یا بسوزه، سزاست
سه پنج روزه کار دل من چه زار شده
آریو جان ازت ممنونم
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط راوی
|





