دیشب و امروز گشتی توی وبلاگشهر زدم ، دیدم عجب قیامتی به پاست ! از ترس اینکه تَرکِش یکی از لنگه کفش ها نصیبم نشود زود فرار را بر قرار ترجیح دادم . جالب است که همه ی کسانی که دیگران را به باد الفاظ زشت می گیرند ادعا می کنند می خواهند فرهنگ سازی کنند! خوب داریم از این امکانات به نحو احسن استفاده می کنیم !
<< فقط خدا را شکر می کنم که خوانندگان وبلاگشهر خود ما ایرانی ها هستیم، اگر روزی روزگاری نرم افزاری ساخته شود که تمام نوشته هایی که در اینترنت هست را به زبانهای مختلف دنیا ترجمه کند آن روز باید همه مان سرمان را توی یقه مان کنیم >>.( بلانسبت بعضی ها )
تا حالا تا توانسته ایم خودمان را روشنفکر ، با فرهنگ و یک پارچه آقا یا خانم ! قلمداد کنیم اما آنروزی که اغیار ! قادر باشند نوشته های ما را بخوانند ، پته ی همه مان روی آب ریخته می شود که عیب از حکومت نیست ، حکومت از دل ملت برخاسته ! از کره ی ماه و مریخ نیامده !
تا به حال چه کسی از پرخاشگری ، اهانت و اینگونه برخوردها نتیجه ی مثبت دیده که همچنان کمر همت را به انجام این کار بسته ایم ؟! بی توجه به اینکه بدانیم هر سخن و کلاممان بیانگر فرهنگ خانوادگی مان است! خیلی جالب است که به وقتش همه مان ادعا می کنیم " من در یک خانواده ی کاملا" فرهنگی رشد کردم " !






