روزی که پست " آنچه گذشت " را نوشتم ، یکی از خانم های بلاگر حاضر در تجمع برای من نامه ای نوشته بود که در آن نامه از من انتقاد کرده بودند که چرا آن حرف ها را نوشتم .
من قصدم طرح مساله و ایجاد بحث و گفتگو بود. از ایشان هم در خواست کردم که نامه شان را در این جا منتشر کنم که متاسفانه چند روزی ست که منتظرم اما هنوز پاسخی نگرفته ام.
کاش می شد که آن نامه را حتی بدون ذکر نام در این جا آورد. ولی جواب من به ایشان را در این جا می آورم به امید این که راه گفتگو باز شود.
خوب است که هر کسی از دید خودش به ماجرا نگاه کند. این جور چیزها به جنبش زنان کمک می کند. آخر جنبش که یکدست نیست ، یک سرش فمنیست هایی هستند که راه و چاه امور زنان را خوب بلدند و آن ها را خوب مطرح می کنند و یک سرش امثال من آدم ساده که فقط می گم حق. عین مرغ حق!
همانگونه که قبلا" گفتم قصد من بُرش نبود بلکه دوست داشتم مخالفین نظرات من و همچنین موافقین در اینجا نظراتشان را بنویسند، بلکه گفتگو های افراد مختلف و نتیجه گیری افکار و عقاید دیگران گشایش و آغازی باشد برای به ثمر نشستن تلاش های همه ی افرادی که به این جنبش اعتقاد دارند و با آن همراهند.
نکته ای که در نامه ی سراسر انتقادی این خانم به حرفهای من ،توی چشم می زد این بود که ایشان تمام نظرات من را به گونه ای مغرضانه و به اصطلاح خودشان " متلک " برداشت کرده بودند اما در پایان نامه از من درخواست کرده بودند که در آینده از نظرات من برای بهتر برگزار کردن تجمعات استفاده کنند !
من این پیشنهادشان را " متلک " برداشت نمی کنم اما خب برایم کمی عجیب می نمود !
این هم پاسخ من به نامه ی خانم ــــــــــــــــ.
<<خانم ــــــــــــــــ عزیز سلام
نامه شما را خواندم. خیلی متشکرم که حداقل کسی پیدا شد که جواب مرا بدهد. ولی جالب است که شما از طرفی می گویید که جزو گروه همآهنگ کننده نیستید و از طرفی به یک یک نظریات من جواب می دهید. آن گونه که انگار "خود آنها" جواب می دهند. راستی چرا برگزارکنندگان جوابی به من نمی دهند؟ البته من فکر می کنم که گرفتاری آنها از من و شما که فقط شرکت کننده بودیم بیشتر است و تا وقتی آن ها وقت کنند و نظریات من را بخوانند ممکن است زمانی طولانی باشد. ولی من خوشحالم که یکی دیگر از افراد جنبش زنان که در آنجا حضور داشته جریانات آن روز را به شکلی دیگر دیده است.
لازم می دانم یک نکته را به شما یاد آوری کنم که من هم در انتهای پست " حامی بودیم یا سیاهی لشکر ؟ " و هم در ابتدای پست " آنچه گذشت " با تاکید نوشتم که ( شرح آنروز از دید خودم ) . پس با توجه به اینکه اگر یک شخص بیاید و ادعا کند که در آن واحد بر تمامی "خیابان های( کریم خان . مفتح جنوبی و شمالی . خیابان قائم مقام . فضای سبز یا به عبارتی پارک . میدان هفت تیر و کوچه های همجوار )" اشراف داشته و شاهد تمام صحنه ها بوده بعید یا بهتر است بگویم غیر ممکن به نظر می رسد .
خانم ـــــــــــــــــــ عزیز من هم چون شما خودم را متعلق به جنبش زنان می دانم. جنبش زنان در ایران چیزی یکدست نیست. از فمنیست ها در آن هستند تا زنان ساده ای چون من که دنبال این هستم که حداقل حقوق خودمان را بدست آوریم. همانقدر رفتن شما به عنوان یک فمنیست از افراد جنبش زنان در آنجا با اهمیت است که رفتن من. در این نوع حرکت های اجتماعی گفتن نظریات مختلف و از دید افراد مختلف همیشه کار ساز است. ما باید حرف هایمان را بزنیم تا بتوانیم خودمان را اصلاح کنیم.
دوست و همراه عزیز، من هم فکر می کنم جنبش زنان با هوشیاری عمل کرده است اما با هوشیاری عمل کردن یعنی بی عیب بودن کامل؟!
من فکر می کنم که هر جنبشی، هر گروهی و هر سازمانی می تواند بهتر عمل کند و این بدون بحث و گفتگو اتفاق نمی افتد. دیگر وقتش رسیده است.
دوست عزیز، مطمئن باشید که امثال من که هم به عرصه تجمع و تحصن می آید و هم می خواهد وارد عرصه گفتگوی علنی شود خوب می داند که باید برای هر قدمش چه هزینه هایی بپردازد !
باز هم از این که جوابم را دادید یا بهتر است بگویم در بحثی که باز کرده ام شرکت کردید متشکرم. و اگر اجازه بدهید هم نامه شما و هم این جواب را در وبلاگ بگذارم و از دیگران هم بخواهم که بیایند و در این بحث شرکت کنند .>>
با دوستی
راوی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایمیل هایی هم داشتم که مرا به پالتاک دعوت کرده بودند که باید عرض کنم حضور در پالتاک برایم میسر نیست، هم از نظر فنی و هم این که زیاد خوش سر و زبان نیستم . از دوستانی که مانند من به گفتگو در این باره موافقند درخواست می کنم همان بحث هایی که قرار است در پالتاک گفته شود را در اینجا هم شروع کنند تا بدین شکل افراد بیشتری حاصل این گفتگو ها را شاهد باشند
اسم پر شکوهتو با غرور فریاد بزن
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 6:40 بعد از ظهر  توسط راوی






