تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - چند تومانی نذر عشق می کنم !

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

چند  ماه پیش در باره ی یاقوت نوشتم . مظهر عشق در تهران .
آنزمان به این شکل بلد نبودم  آنچه در آرشیو دارم  را از روی کاست به اینجا منتقل کنم .

 و اما ،مدتی ست که نامه ای برای ایشان نوشتم و در عنوان نامه قید کردم " سلام و کسب اجازه " و  در آن نامه به ایشان عرض کردم که ... اگر اجازه بدهید ، مصاحبه ی شما  با "یاقوت "را در وبلاگ بگذارم . اما هر چه منتظر شدم پاسخی از ایشان دریافت نکردم ، مجددا" نامه فرستادم باز هم خبری نشد .

 :آقای بهنود ، شما چندین سال پیش برنامه ای در باره ی "عشق " ساختید و البته دستمزدش را هم   گرفتید! من هم می خواستم  مطلبی در باره ی عشق بنویسم  نوشته ای در حد بضاعت خودم و  همراه با آن صدای"  یاقوت، مظهر عشق "را به گوش آنانی برسانم که از او هیچ نمی دانند . و البته چند تومانی نذر عشق کنم !

 در نامه هایم  ضمن ادای احترام به شما این درخواست را عنوان کردم  و پاسخی نگرفتم . گرفتارید می دانم اما یادتان باشد که روزی " یاقوت " با همه ی سر در گریبانی اش با سخاوت تمام با شما به گفتگو نشست . باید عرض کنم خدمتتان اینجا هنوز هم به  چنارهای پیر امامزاده ها دخیل می بندیم ، هنوز هم دیوان حافظ بر "رف " خانه هامان جلوه گری می کند ، هنوز هم چند تومانی نذر عشق می کنیم،هنوز هم سلام ها را پاسخ می دهیم !


با اجازه ی "خانم یاقوت " که اگر کوچکترین ردّی از ایشان داشتم و یا از زنده بودنشان مطمئن بودم حتما" به دست بوسشان می رفتم .

نه بابا نه ،عاشق نیستم ! عاشق ، الآن دیگه این حرفا عیبه برا من!

قبلا" گفته بودم ترانه ای هم برای او ساخته  بودند :

تا تو برگردی می شم دود و می رم تو آسمونها ( شهر خالی : فرشته )

پ.ن . * خطاب به دوستانی که می گویند برای دانلود این فایل ها مشکل دارند ، من که  تا جایی که می شود حجم فایل ها را کم می کنم ، از این کمتر که دیگر چیزی برای شنیدن باقی نمی ماند ، ضمن اینکه من هم این کارها را با اینترنت کم سرعت انجام می دهم . البته که اگر مایل به شنیدن باشید باید وقت بگذارید . *

  ********

آخ که به قربان آن دهانت که در باره ی فوتبال کشورمان و جام جهانی، حرف دل من را زدی!

 در وبلاگ نارنجستان آبی تصاویر زیبایی از " ابیانه " و همچنین از  " کاشان " . دوست عزیز ، " آبی جان "همیشه به گردش!

سالهاست که در کرج طبابت می کنم.در مطبی فکسنی وکم نور ودر حضور هر روزه درد وزخم وچرک وخون دلخوشی ام رایانه ایست که مرا با آنجا و آنانی که دوستشان می دارم پیوند می دهد.روزنه ای که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت می نگرم.

به نظرم چیزی درون ما انسانها گم شده است که این " بازی " آنقدر برایمان مهم شده که توجه مان را مسائل مهم زندگی گرفته است و به خودش جلب کرده است.

 در پست " به شماسلامی دوباره خواهم داد " فایل صوتی گذاشته بودم و نوشته بودم با صدای فروغ فرخزاد ، نازنین مهشید تذکر به جایی داد و آن اینکه ، این صدای" پوران فرخزاد " است و درست هم می گفت . یک سی دی دارم که در آن فایل های صوتی از هر دو هست و من بی دقتی کردم و نام را اشتباه نوشتم . از اول وبلاگ نویسی ام  این دومین بار است که مهشید خانم به من تذکر به جا  می دهد و از او ممنونم . خدا سومی را به خیر کند :))

یک پاسخ کوتاه به نازنین هاله که تا پست را فرستادم آمد و نوشت ...

عزیزم ،هاله جان این پستی که در ارتباط با فوتبال و جام جهانی را تایید کردم ، اگر در ایران بودی و با این همه ی بدبختی ریز و درشت که گریبانمان را گرفته و آنوقت  صبح تا شب تلویزیون برنامه های مربوط به جام جهانی را پخش می کند و البته سانسور چیان همه آماده باش مبادا موهای زنی غربی به نمایش در آید آنوقت منظورم را بهتر متوجه می شدی . آیا همه چیزمان سر جایش است که در این باره گوی سبقت را از همه ی دنیا گرفته ایم؟ اگر وقت داری یکبار  دیگر آن پست را بخوان . ضمنا" ممنون برای آدرسی که در اختیارم گذاشتی .

 من بروم دندانپزشکی که دیرم شد !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط راوی  |