گفته بودم که با اقدام به این کار ،پیه همه چیز را به تنم مالیدم ،هنوز هم بر سر حرفم هستم و انتظار حرف و سخن شنیدن را داشته و دارم . بیدی هم نیستم که با این بادها بلرزم که عمری بی تکیه گاه امنی زندگی کردم زندگی که چه عرض کنم ، مرده گی کردم اما سعی کردم همه به چشم یک زن قوی به من نگاه کنند تا مبادا حریمم نا امن انگاشته شود . اگر هر جا کم آوردم باز به خود نهیب زدم و از جا بلند شدم . این در دنیای واقعی زیاد سخت نیست کافی ست صورتت را با سیلی سرخ نگهداری و وانمود کنی که هیچ نیازی نداری اما در دنیای مجازی کمی فرق می کند ولی باید بگویم در همین دنیای مجازی هم حرف و سخنها شنیدم تا کم کم عادت کردم و حالا پوستم کلفت شده، مثل پوست کرگدن!
این روزها از هر ده نامه ای که دریافت می کنم ، ۸ تای آن با جمله هایی شبیه به این شروع می شود :
اگر راست می گویی ...
بعضی هم می گویند چرا اقدام قانونی نمی کنی تا از شرکت تکثیر کننده ی این نوار شکایت کنی ؟!
اگر من دروغ می گویم! تو همتی کن و برو خودت از نزدیک ببین !
برای شکایت از فلان و بهمان هم ،به من چه مربوطه ؟! مگر من آمدم شاخم را بگذارم تخت گرده ی این و آن ؟! اصلا" مگر من حرفی از زبان خودم زدم ؟ جملاتی که این اساتید و دیگر اساتید خطه ی خراسان بیان کردند را نوشتم ( تنها یکی دو جمله از آن را ) صداقت از کلام و چهره ی این بزرگان می بارید و من باورشان دارم ضمن اینکه از نزدیک شاهد وضعیت زندگیشان در روستاهای محروم بوده ام . چه جای شک باقی می ماند ؟! من نه تصمیم داشتم با عنوان کردن این مطلب کسی را ضایع کنم و نه نامی از شخصی بردم که اگر تصمیم به این کار داشتم خیلی حرفها بود که بزنم اما هدف من چیز دیگری ست .
این را گفتم برای کسانی که با مزاحمت بی جا وقت من را می گیرند .
و اما سخنی با دوستان خودم . عزیزان لازم می دانم این نکته را خدمت همه تان عرض کنم پیش از آنکه تذکری از کسی بشنوم و آن این که همانگونه که در پست بهمن ماه گفته بودم ، حدود ۴ سال پیش من و دخترم سفری داشتیم به خراسان و گلستان و در این سفر با تعداد زیادی از بخشی های این مناطق دیدار داشتیم ، بخشی هایی که به واقع اگر بروند کسی جایگزینشان نمی شود . در این سفر علاوه بر پی بردن به ارزش این عزیزان شاهد زندگی پر رنجشان بودم . البته کم و زیاد داردو همه شان در نهایت فقر نیستند . یک زندگی معمولی روستایی . اما تعدادی از اینان به واقع زندگی سختی را می گذرانند .
من در همان پست هم گفتم که خدمت " حاج قربان سلیمانی " نوازنده ی دو تار رسیدم . ایشان نوازنده ی دو تار نوار شب سکوت کویر است و ما در این چند پست اخیر هیچ نامی از ایشان نبردیم و قرار هم نیست برای ایشان پولی جمع شود . ذکر این نکته را ضروری دانستم چون دیدم هر کدام از دوستان که لینک نوشته ی مرا دادند اشاره به این کرده بودند که نوازندگان کاست شب سکوت کویر ... درست هم نوشته بودند . قسمتی از پست خودم را انتخاب کرده بودند اما منظور من از کمک به نوازندگان شب سکوت کویر ، نوازندگان قوشمه و دایره ی( داریه ) این نوار بود به علاوه ی نوازنده ی دوتاری که عنوان کردم من ندیدم ایشان را .
با نامه هایی که دریافت می کنم و عده ای که دارند خودشان رابرای فلان شخص پاره پوره می کنند هیچ بعید نمی دانم که کار را به شکایت از من بکشند . بکشند ، هیچ واهمه از هیچ باندی ندارم .
برای من همین بس است که آقای " احمد " که اصلا" نمی شناسمشان ، با وجود اینکه خود حقوق بازنشستگی دریافت می کنند به من اعتماد کرده و مبلغ پنجاه هزار تومان به حساب ریخته اند . این برای من ارزش است ! و اعتماد دیگر دوستانی که ندیده و نشناخته روی من را زمین نگذاشتند و یا از طریق کمک مالی و یا از طریق اطلاع رسانی در وبلاگشان یا فوروارد ایمیل به من کمک می کنند .
چه باک از طعنه ی دیگران ؟! زمانی که یارانی چون شما دارم ؟
عزیزان همچنان به کمک شما نیازمندم ، چه در اطلاع رسانی و چه کمک مالی .
تصمیم دارم هر زمان که به همراه شیندخت عزیز خدمت این بزرگان رسیدیم از این عزیزان بخواهم که شب سکوت کویر را برای شما بنوازند ، که البته این بار با حسّ دیگری ست ! تا شما عزیزان در وبلاگم بشنوید .
آیا از شما یاران کسی مکانی در تهران ، در اختیار دارد برای ترتیب یک کنسرت ازاین عزیزان ، مثلا" سالن بزرگی یا ... به گونه ای که نیاز به مجوز برای کنسرت و اجاره ی بسیار بالای سالن ها نداشته باشیم؟
دل میگه دلبر میاد انتظارم سر میاد پونه از خاک در میاد یارم از سفر میاد
************
احمد
سیمین نیک آئین
شهاب یار محمدی مدیر شرکت ایران ترانه
دوست عزیزم از آلمان ( این دوست وبلاگ ندارد )
بهاره ابن علیان
و دو دوست دیگر که خواستند نامشان محفوظ بماند
یک دوست بلاگر که خواسته نامش عنوان نشود
نفیسه دادگستر
خانم آ . ک
آ. ا . از سویس
فرزانه از کانادا
ب . ن
آ . ن . از امریکا
مریم مقدم
سعید هاتفی
خاتون شماره ۲
آزاده نمکی دوست
سینا فدایی
ریرا
این هم شماره حساب :
بانک ملی ، سیبا ، ( ۰۱۰۲۵۹۲۵۳۰۰۰۱) کد شعبه ۰۲۱۹ مرضیه صابری Marzieh Saberi
برای پیشگیری از هرگونه خطایی شماره را به حروف از چپ به راست می نویسم :
صفر، یک ، صفر، دو ، پنج ، نه ، دو ، پنج ، سه ، صفر ، صفر ، صفر ، یک
عزیزانی که در امریکا زندگی می کنید توجه کنید :
چند پاسخ مشترک از دوستانم در یافت کردم در باره ی چگونگی ارسال پول به این حساب :
شما می توانید با مراجعه به صرافی ها ، به همین شماره حساب پول واریز کنید ، شماره حساب ، کد بانکی و نام شخصی که حساب به نامش است ( مرضیه صابری ) کافیست .
اسامی عزیزانی که تا به حال پول واریز کردند:
۱ـ آ . ک . ۲ـ آ . ا . از سویس ۳ـ احمد . ۴ـ ب . ن .۵ـ گلین بانو ،۶ـ نازخاتون ۷ـ گیسو ، ۸ ـ زیتون ، ۹ ـ خاتون شماره ۲ ، ۱۰ ـسیمین نیک آئین ، ۱۱ـ فرزانه از کانادا ، ۱۲ـ شرکت ایران ترانه ، ۱۳ـ ر ،





