بگوئید بر گورم بنویسند :
زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت
مهربان بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن .
" فریدون فروغی "
نام کسانی که دست به چنین کارهایی می زنند را چه می توان گذاشت؟ !

فریدون فروغی همیشه مورد بی مهری بی خردان بود و هست ، از یاد نمی برم زمانی که مجله ی بی محتوای "جوانان "در سالهای دور با تیتر درشت در صفحه ی پر خواننده اش نوشت : فریدون فروغی عربده می کشد یا آواز می خواند ؟!...او راه خودش را رفت و آنان که باید ، قدر او را دانستند اما ...
و باز از یاد نمی برم تلاشش را برای دریافت مجوز اما پس از مرگش به کاست او مجوز دادند.
چند ماه پس از فوت فریدون فروغی فیلم مستندی از زندگی وی در خانه ی هنرمندان به نمایش در آمد که مغایر بود با آنچه که بیننده انتظارش را می کشید ! فیلمی بود برای شهرت سازنده ی فیلم نه برای معرفی این عزیز از دست رفته .
روزی که فریدون فروغی در گذشت ، ماهنامه ی فیلم نوشت : فریدون دق کرد . براستی او دق کرد و از همه ی این نامردمی هایی که دید وصیت کرد تا او را در نقطه ای دور به خاک بسپارند ، خواهر فریدون فروغی می گفت:
روزی در ملک قدیمی مان (نزدیک بوئین زهرا )بودم که فریدون هم آمد ، گاه گاهی برای هوا خوری به آنجا می رفتیم و چند روزی می ماندیم ، فریدون آمد و کنار پنجره ایستاد و رو به من کرد و گفت : وقتی که مْردم من را در همینجا دفن کنید ! به او گفتم این چه حرفی ست می زنی ؟! گفت می خواهم در این گوشه ی خلوت برای همیشه آرام بگیرم . فریدون رفت و بار بعد آمد اینجا و برای همیشه آرام گرفت !
خواهر فریدون فروغی را در این کلیپ می توانید ببینید ( خانمی که موهای بلوند دارد و رو به آسمان فغان می کند ).
کودکی و نوجوانی
او در سال 1329 محلهٔ سلسبیل تهران متولد میشود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار میپرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ، به شمار میآمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.
او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. ادامه ....
او هم مانند بسیاری از مردان بزرگ از زندگی زناشویی خیری ندید ! براستی چرا مردان بزرگ همیشه تنها می مانند؟ درک نمی شوند یا درک بالایشان مانع از آن می شود که مونسی در خورٍ خود داشته باشند؟!
ماهی خسته ی ما را در آن گوشه ی خلوت هم راحت نمی گذارند همانگونه که ابر مرد " احمد شاملو " را هم !





