تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - محکوم می کنم !

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

چند سالی ست که  شب های چهارشنبه سوری ، میدان های شهر به میدان جنگ می ماند ، همان صحنه هایی که در فیلم های جنگی می بینیم ، جنگ تن به تن ، پرتاب نارنجک و بلافاصله پشت دیواری پنهان شدن . جشن جای خودش را به خشونت داده و نه تنها آرزوی رسیدن چهارشنبه سوری را در دل نداری بلکه ، وحشت و نگرانی آسوده ات نمی گذارد که : امسال بر سر چه کسانی چه خواهد آمد! خودت و فرزندت سعی می کنی در گوشه ی آپارتمان بنشینی و لحظه شماری کنی تا آن صداهای گوش خراش که روح را می آزارد تمام شود اما  نگرانیت به ماتم تبدیل می شود وقتی که دست قطع شده ی پسر همسایه را می بینی ، یا خبر مرگ این و آن را در تلویزیون نظاره گری !

سر منشاء تمام این خشونت ها که توسط جوانان صورت می گیرد چیزی نیست جز همان موانعی که سالهاست حکومت بر سر راه جوانان گذاشته تا خوشی را تبدیل به عقده گشایی کنند تا انرژی نهفته در خود را به شکلی نامتعارف بروز دهند آنوقت در چنین شرایطی !

در بعضی از وبلاگ ها می خوانیم که " چهار شنبه سوری روز اعتراض ملی "!

چهار شنبه سوری !  تعدادی  جوان بی تجربه و بسیاری از آنان به شکلی یا کشیده اند یا نوشیده اند آنقدر که از حدَ جنبه ی آنان خارج است و نیز  همه انواع مواد منفجره در دست ! آنوقت بیاییم و آنان را به این عزم ملی ! دعوت کنیم ! نتیجه چه خواهد بود؟

درست شبی که شهر حالت آماده باش دارد ،نیروهای پلیس و لباس شخصی و هزار جور مامور دیگر ! چه نتیجه ای حاصل می شود از این دعوت ! از این که بعضی از جوانان خام را تحریک کنیم که "اعتراض" کنیم ؟ آیا به عاقبت آن اندیشیده اید؟ اگر دانسته این کار را می کنید که زهی  بی انصافی! اگر هم ندانسته جوانان را به سوی این حرکت می رانید که باید بگویم زهی تاسف !

تجربه این را می گوید که کسانی که عامل تحریک هستند ،دستشان دور از آتش است.

یک هفته تا چهارشنبه سوری وقت باقی ست . لطفا" کمی بیاندیشید !

***************

چند لینک متفاوت برای سلیقه های متفاوت .

چهار شنبه سوری

تصاویری از کودکی تا...سران سیاسی جهان

پايگاه اطلاع رساني نوروز

قابل توجه خواهر کوچیکه و بی تا و هر کسی که دنبال نام برای کودکش  می باشد .

چه می کند این شهر آشوب ما ! مرسی عزیزم

دلش را ندارید نگاه نکنید

شما را سر جدَتان بیخودی پینگ نکنید که مایه ی شرمندگی می شود !

آن زمان که ما جوان بودیم و او به ایران آمد به او می گفتیم " دمیس روسز " و جوان های حالا می گویند " دمیس روسس " فرقی نمی کند ! اصل نغمه ی زیبای اوست.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 3:20 بعد از ظهر  توسط راوی