می دانم که بسیاری از شما نمی دانید در باره ی چه صحبت می کنم و باز می دانم بسیاری نیز خوب می دانید که این چند روزه بر من چه گذشته است .آنان که پست هایم را می خوانند و می روند ، شاید سر از حرفهای امروز من در نیاورند و آنان که گاه به بخش نظر خواهی سرکی می کشند شاهدند ...
پستی که قرار بود اکنون آنرا مطالعه کنید در باره ی زنی ست ، زن نه ! "شیر زنی ست" که دیروز ملاقاتش کردم .
حتما" گفتگو و تصاویر آن را خواهید دید . بزودی . اما همانطور که گفتم بعد از صحبت در باره ی ایشان به بیراهه رفتم و دلم نمی خواهد آن پست را آلوده به نام کسی کنم که نه شرافت می داند چیست و نه انسانیت .
آخر همان پست قیاس کرده بودم این زن ولگرد و آن شیر زن را اما .. آنرا بزودی خواهید خواند بگذارید چند کلامی بنویسم گر چه پراکنده و نامفهوم . چه ایرادی دارد؟ مگر نوشته های همه را همیشه من می فهمم؟ یک بار هم من گنگ حرف بزنم . حق دارم یا نه؟ خانه ی خودم است یا نه؟
بسیاری از شما می دانید که این بار آبروی چه کسی را نشانه گرفته و از هیچ هراس ندارد .
او نمی داند نگاه خیره و مات من به آن تهمت ها یی که زده در آن لحظات هیچ تفاوتی ندارد با آهی که نیمه شب از دل کسی بلند می شود و ویران می کند .
مگر حیثیت کسی را زیر سوال بردن شوخی ست ؟!تاوان ندارد ؟!
من پشت نقابم ، افراد سرشناس چه ؟آبروی وحیثیت آنان چه؟
مگر با آبروی افراد خوشنام و سرشناس بازی کردن شوخی ست؟
والله نمی دانم که به چه دین و آیینی معتقد است که اینگونه افسار گسیخته می تازد !بدون هراس از عاقبت این رفتار ناپسند .
روزی شخصی برای او پاسخی نوشت در دفاع از من . و اکنون این زن هرزه گرد اینترنتی چه بی محابا آبروی شخص دیگری را نشانه گرفته که " یک دوست " "اوست ! "چه بی شرم است این زن !
" یک دوست " سخنانی برایم نوشته بود که همانوقت هم گفتم با اشک و بوسه بدرقه اش کردم بدون آن که بدانم زن است؟ مرد است؟ جوان است؟ پیر است ؟ ایران است؟ ایران نیست ؟ چه فرقی می کرد ؟ اصل معرفتش بود که برایم سنگ تمام گذاشت اما!
این زن هرزه گرد اینترنتی کور است ببیند نگارش " یک دوست " با نگارش کسی که او در باره اش حرف می زند چقدر با هم متفاوت است .
کاش فقط به این اکتفا می کرد ! حرفهایی که از زبان " یک دوست " نوشته بود ،وادارم کرد که بگویم : تف بر تو بی شرم ، که به هیچ چیز فکر نمی کنی به جز آن عملی که تو را پس انداخت .
نام نمی برم . نمی خواهم من هم همدست او شوم و هیاهو براه بیاندازم اما بر خود واجب می دانم برای آن تعداد از کسانی که یا در وبلاگ دیگران یا در وبلاگ خودم شاهد این تهمت ها بودند توضیح دهم .
به خد.......ا به روح رسول الله به علی به عمر به عیسی به موسی به عباس افندی به شیطان به ....... من نمی دانم " یک دوست " کیست اما فقط می دانم که از امریکاست .
به سختی این قسم را می خورم اما ناچارم:
به مرگ تنها دخترم ، همه ی هستی ام ،" یک دوست " ،" آنی" نیست که این نابکار می گوید .
پست بعدی را که خواندید متوجه خواهید شد که چرا قیاس کردم و باز پی خواهید برد که چرا نخواستم آن پست را لوث کنم .
گاه در سایت هایی، وبلاگ هایی.. می خوانیم ، زیاد هم می خوانیم که فلان زن به خاطر سیر کردن شکم خودش و فرزندش مجبور شده تن فروشی کند ! من می گویم ای کارد به آن شکمی برود که به خاطرش تن را عرضه کنی ، وقتی تن را عرضه کرد جان را هم عرضه می کند .
تن فروشی زن را به حکومت ارتباط می دهند ! یعنی چه این حرفها ؟ جمع کنید ، حرف حسابی مان را بی حساب نکنید . تن فروش تن فروش است چه در فقر و چه در غنا.
آنان از یک چیز بهره نبرده اند : فرهنگ .
آخوند حکومت کند تن فروشند شاه حکومت کند تن فروشند به هر جای دنیا هم که پای بگذارند باز تن فروشند .
لقمه ی حلال از گلویشان پایین نرفته ، تربیت نمی دانند چیست ؟ اصل و نصب درست حسابی ندارند .
لبّ مطلب : ریشه ندارند !
کسی هم که تن فروش شد ، روح سالمی برایش نمی ماند برای همین :تهمت می زند ، حیثیت به باد می دهد ، آدم می فروشد ، دل می سوزاند ...... همه کار می کند .
گرسنه بمانند فرهنگ ندارد . سیر باشد فرهنگ ندارد . پای کامپیوتر بنشیند ،فرهنگ ندارد .
پست بعدی را حتما" بخوانید .
*****************
آنکه می خواند : علی گویم علی جویم .... از دنیا رفت . روحش شاد





