تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - به یغما رفته

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

امشب برای دیدن مراسم شب عاشورا به خیلی جاها سر زدم ، با دخترم بودم. و موقع برگشت گفتم  کاش بتوانم حرف دلم را بزنم ، کاش قلمم بچرخد آنگونه که می خواهم از امام حسین بنویسم . گرچه مد شده که آدمها خودشان را جدا از اعتقاداتشان  نشان دهند یعنی که خیلی آدم هستیم .
امشب  در حالی که به دنبال گذشته ی خودمان می گشتم و آن خلوصی که در دلهای عزاداران بود یاد خسرو گلسرخی افتادم و آن دادگاهی که من را در سن ۱۱ سالگی پای تلویزیون میخکوب کرده بود ، زمانی که با آن چشمهای نافذش رو به قاضی می کرد و از امام حسین اینگونه یاد می کرد :

مولایم حسین .

خیلی حرف در این باره دارم اما بهتر است بماند برای بعد .

وقتی که سری به اینجا زدم  و خواندم ، بهتر دیدم فعلا" سکوت کنم و کار را به کاردان بسپارم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 3:47 قبل از ظهر  توسط راوی  |