تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - ما سرگشتگان

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

می گویند زمانی که حضرت موسی پیامبر بود ،از طرف خداوند  به وی وحی نازل می شود که به امّتت بگو ، قرار است در ملکشان قحطی بیاید ، و حضرت موسی هم این خبر را به امّتش می رساند .

مدتی می گذرد و موسی می بیند هیچ خبری از قحطی نشد !

روزی از خدا سوال می کند که شما ندا دادید که مردم منتظر قحطی باشند ، و من هم این خبر را به گوش آنها رساندم اما هیچ خبری نشد!

از طرف خداوند ندا می آید که ، زمانی که امّتت خودشان بر همنوعانشان رحم می کنند ، چرا من به آنها رحم نکنم؟

موسی متوجه منظور خدا نمی شود و می پرسد چگونه به هم رحم کردند؟

خداوند ندا می دهد که برو  به  خانه هایشان و خودت  ببین !

موسی به هر خانه ای که سر می زند می بیند همه  درون ، دیوار خانه ی خود  دریچه ای به خانه ی همسایه باز کردند تا اگر روزی قحطی آمد همه از حال و روز هم با خبر باشند و هر چه دارند با هم قسمت کنند .

 

این یک حدیث است ،کاری به صحّت این موضوع هم ندارم اما نکته ها در این حدیث نهفته است که سال هاست ،شاهدِ عکس این رفتار با هم هستیم !

چرا این روزها خموده ایم؟ چرا این روزها فقط از روی عادت به کارهای روزمرّه می پردازیم؟ چرا خُلقمان باز نمی شود ؟ چرا یاُس و درماندگی گریبانگیرمان شده ؟ چرا؟.....چرا؟..... چرا حوصله ی یکدیگر را نداریم ؟

خب حق داریم!

 بوی جنگ می آید بوی آتش  بوی ویرانگری ،بوی آواره گی ، بوی تجاوز به حریممان ، بوی گم کردن پاره تنمان در هیاهوی بمباران !

یادم نیست کجا اما پیش از انتخابات در سایتی خواندم که خامنه ای گفته بود اگر رفسنجانی رئیس جمهور شود، ایران را دو دستی تحویل امریکا می دهد و رفسنجانی هم در پاسخ گفته بود: اگر به دست ایشان بیافتد ایران را با جنگ تحویل امریکا می دهد.

چه خوب همدیگر را می شناسند !

 

هاله هم مانند هر ایرانی ، نگران این روزهاست او همیشه با انسان ها همدردی خودش را ابراز می کند  و   حالا به شکلی نگرانی اش را به صورت یک سوال مطرح کرده تا بلکه اگر  کسی راه حلَی که به نظرش می رسد عنوان کند اما دریغ !

تا زمانی که بعضی، ازاظهار نظر ها اینگونه باشد ، نه تنها  راه به جایی نمی بریم ،بلکه دیوار فاصله ها را بلند و بلند تر می کنیم .

چرا ؟! چرا به گوسفند تشبیه مان می کنید؟ به چه حقّی؟!

چرا؟ !چرا به خوک تشبیه شان می کنید ؟ به چه حقّی؟!

بهتر نیست اگر راه حلی به نظرمان نمی رسد خاموش بمانیم ؟

من هم هیچ راه حلی به نظرم نمی رسد و مانندشیما کلباسی فقط لینک می دهم ، اما اگر راه حلی به نظرتان می رسد خواهش می کنم  در وبلاگ هاله، یا وبلاگ خودتان ....چه می دانم کجا ! فقط بگویید باید چه کرد ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط راوی