تبليغاتX
آونگ خاطره‌های ما

آونگ خاطره‌های ما

دار، آونگ خاطره‌های ما، در ساعت تاريخ بود. ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. (سال بلوا، عباس معروفی)

  ورود به وبلاگ جدیدم

گفت و گو با پوران اصدقی، کارشناس گفتار درمانی و کارشناس امور ناشنوایان


پوران اصدقی

یکی یکی با نظم از پله‌ها بالا می‌روند، دختران و پسران جوانی که لباس‌هایی رنگارنگ برتن دارند با ترتیب خاصی روی سن قرار می‌گیرند. صدای موسیقی فضای سالن را پرمی‌کند و همه محو تماشای گروه «دستان گویا» می‌شوند.
مجری برنامه موقع معرفی گفته که قرار است بچه‌های ناشنوا برنامه اجرا کنند، اما چه ارتباطی می‌تواند بین موسیقی و افراد ناشنوا باشد!؟

در پایین سن روبروی بچه‌های گروه زنی ایستاده که همراه با صدای خواننده لبانش باز و بسته می‌شود و دستانش اشاره‌های مخصوص ناشنوایان را همراه با موسیقی به نمایش در می‌آورد و آن‌ها نیز هم‌زمان حرکات را انجام می‌دهند.
این حرکات و این دست تکان دادن‌ها آنقدر زیبا است که لذت شنیدن موسیقی را برایت دوچندان می‌کند. بچه‌های ناشنوا چشم از دستان زن برنمی‌دارند و زن هم با یک دنیا احساس با آنان به زبان اشاره حرف می‌زند، یا بهتر بگویم ترانه می‌خواند.

تا اینجا صحنه شگفت‌انگیزاست و روح نواز، اما زمانی شگفتی‌ات افزون می‌شود که پسرها شروع به رقصیدن می‌کنند، هماهنگ با موسیقی دستمال را درهوا می‌چرخانند، رقص پاهاشان چنان موزون است که انگار موسیقی را می‌‌شنوند.

ترانه‌هایی از زبان‌های مختلف اقوام ایرانی را با زبان اشاره می‌خوانند و موقعی اشک، چشمان تماشاچیان را نمناک می‌کند که
می‌خوانند:
...
ادامه‌ را می توانید در سایت زمانه بشنوید و بخوانید. دوستانی هم که گفته بودند به دلیل فیلتر بودن نمی‌توانند وارد سایت زمانه شوند می‌توانند در اینجا مطلب را بخوانند. اگر عکس‌ها قابل رویت نبود و فایل صوتی را نتوانستید دانلود کنید لطفا" خبر بدهید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 7:19 قبل از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

امروز وبلاگ‌ام سه ساله شد، اگر بخواهم بگویم که اصلا" چرا وبلاگ‌نویس شدم حرف تکراری زده‌ام چون دراولین سالگرد تولد وبلاگ‌ام همه را گفته بودم
بین این‌همه خبرهای جورواجور این اتفاق مهمی نیست که بخواهم وقت شما را بگیرم اما بگذارید مسئله‌ای که همیشه طی این سه سال باعث آزارم شده را برای‌تان بگویم.
شاید باور نکنید اما همیشه احساس می‌کنم به تک تک خوانندگان وبلاگ‌ام مدیون هستم و هیچ‌وقت نتوانستم لطفی که شما عزیزان به من دارید را جبران کنم. اسم " کامنت " که می‌آید عذاب وجدان دارم چون شاید هزاران کامنت پرمهر برای‌ام نوشتید و من فرصت نداشتم همه را پاسخگو باشم
اگر وبلاگ من پا گرفت به لطف دوستانی بود که با پیغام‌هاشان به من پروبال دادند اگر تشویق‌های شما نبود شاید همان روزهای اول نا امید می‌شدم.
این که در همان روزهای اول بسیاری از وبلاگ ها لینک وبلاگ‌ام را در لیست‌شان گذاشتند و از من حمایت کردند برای من یک اتفاق بود یک اتفاق خوب و دوست داشتنی.

این‌که بارها گفته‌ام وبلاگ‌ام را دوست دارم معنی‌اش این است که مخاطبان‌ام را دوست دارم.
وبلاگ من برای من بخش اعظمی از زندگی‌ام است...همین لحظه یک مرتبه یاد شهرزاد افتادم. همان نازنین شهرزاد وبلاگ‌نویسی که خیلی زود از جمع ما رفت. می‌دانید چرا یاد شهرزاد افتادم؟
شهرزاد بیماری سختی داشت و روزهای آخر عمرش را هم با درد و رنج سپری کرد. شهرزاد با آن‌که می دانست قرار است برای همیشه ما را ترک کند یک وصیت به خواهرزاده‌اش کرد و آن این‌که " وبلاگ شهرزاد بسته نشود" او می خواست بعد از مرگ‌اش هم سراغ‌اش را بگیریم...گاه وبلاگ برای بعضی از ما همه چیز است! همه چیز...

اول که شروع کردم این پست را بنویسم می‌خواستم در یکی دو خط فقط ثبت کنم که امروز تولد وبلاگ‌ام است اما خب...این حرف‌ها خودبه خود آمدند

بشنویم ترانه‌ی نازنین با صدای پروا


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1387ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم 

خدا را شکر صدقه‌ی سرشما تمام اقوام و خویشان‌ ( ذکور تان) تمکن مالی پیدا کرده‌اند!
به عنوان یک شهروند ایرانی حق خود می‌دانم که مخالفت‌ام را با تصویب " لایحه‌ی حمایت خانواده " ( تو بخوان خشکاندن ریشه‌ی خانواده ) اعلام کنم
از دوستان وبلاگ نویس درخواست می‌کنم ساکت نمانند وبه تصویب" لایحه‌ی حمایت خانواده " اعتراض کنند

اصل لایحه را می‌توانید این‌جا بخوانید

برای اعتراض می توانید با این شماره تلفن‌ها تماس بگیرید و خواسته‌ی برحق خودتان را به گوش مسئولین برسانید
شماره تلفن مجلس : 39931 -021
شماره تلفن نمايندگان كميسيون حقوقي و قضايي مجلس:
موسي قرباني 09121121608
علي شاهرخي 09123988104
محمد محمدي 09121489045
ذاکر سليماني 0914401569
فرهاد تجلي 09181347995
راه‌های پیشنهادی اعتراض
ایمیل مجلس
info@majlis.ir
پ.ن
به دلیل فیلتر بودن سایت میدان زنان اصل لایحه را در ادامه مطلب بخوانید


لايحه حمايت خانواده
باسمه تعالي

شماره 68357/36780
تاريخ1/5/1386
جناب آقاي دکتر حداد عادل
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي

لايحه « حمايت خانواده» که بنا به پيشنهاد قوه قضاييه در مجلس در جلسه مورخ 3/4/1386 هيات وزيران به تصويب رسيده است ، جهت طي تشريفات قانوني به پيوست تقديم مي گردد.

 

محمود احمدي نژاد
رئيس جمهور


با عنايت به نقش و جايگاه ويژه نهاد خانواده در نظام حقوقي و تربيتي اسلام و با توجه به غيرشرعي اعلام شدن بخشهايي از قوانين مربوط به حقوق خانواده و وجود خلاءهاي قانوني در اين زمينه و نظر به متشتت بودن مقررات اين حوزه و معلوم نبودن ناسخ و منسوخ آنها که موجب آثار زيانبار و مشکلات عديده اي از جمله سردرگمي محاکم دادگستري در رسيدگي به دعاوي خانوادگي شده است و با لحاظ برخي کاستي ها و نواقص در قوانين موجود حاکم بر نهاد خانواده و عدم تطبيق آنها با واقعيت روز و به منظور تحقق بخشيدن به مفاد اصل (21) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در راستاي تحقق سياست قضا زدايي و براي کاهش يا مرتفع نمودن مشکلات موجود در قواعد حقوق خانواده و رفع ابهام ، تعارض و خلاً از قوانين و مقررات کنوني خانواده و در اجراء بند (2) اصل (158) قانون اساسي؛ لايحه زير جهت طي تشريفات قانوني تقديم مي شود:

لايحه حمايت خانواده

فصل اول : دادگاه خانواده

ماده 1- در اجراي بند 3 اصل 21 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و به منظور رسيدگي به امور و دعاوي خانوادگي و جرايم موضوع اين قانون، قوه قضاييه موظف است ظرف 3 سال از تاريخ تصويب اين قانون در تمامي حوزه ها ي قضايي شهرستان، به تعداد کافي شعب دادگاه خانواده تشکيل دهد. تشکيل اين دادگاه در حوزه هاي قضايي بخش به تناسب امکانات و به تشخيص رئيس قوه قضاييه خواهد بود.
تبصره 1- از زمان اجراء اين قانون، در حوزه قضايي شهرستانهايي که دادگاه خانواده تشکيل نشده است، دادگاه حقوقي عمومي مستقر در آن حوزه با رعايت تشريفات مربوط و مقررات اين قانون، به امور و دعاوي خانوادگي رسيدگي مي کند.
تبصره 2- در حوزه قضايي بخشهايي که دادگاه خانواده تشکيل نشده باشد، دادگاه مستقر در آن حوزه با رعايت تشريفات مربوط و مقررات اين قانون به دعاوي خانوادگي رسيدگي مي کند مگر دعاوي راجع به اصل نکاح و انحلال آن که در دادگاه خانواده نزديکترين حوزه قضايي رسيدگي خواهد شد .
ماده 2- دادگاه خانواده با حضور رئيس يا دادرس علي البدل و دو مستشار تشکيل مي شود که حتي المقدور يکي از مستشاران دادگاه از بانوان دارنده پايه قضايي مي باشد. رسميت جلسه و صدور راي با اکثريت امکان پذير است.
ماده 3- رئيس يا دادرس علي البدل دادگاه خانواده بايد متاهل و داراي حداقل چهار سال سابقه خدمت قضايي باشد.
ماده 4- امور و دعاوي زير در دادگاه خانواده رسيدگي مي شود:
1- نامزدي و خسارات ناشي از بر هم خوردن آن؛
2- نکاح دائم ، موقت و اذن در نکاح؛
3- طلاق، رجوع ، فسخ و انفساخ نکاح ، بذل مدت و انقضاي آن ؛
4- نفقه اقارب ، مهريه ونفقه زوجه و ساير حقوق قانوني ناشي از رابطه زوجيت؛
5- جهيزيه؛
6- حضانت و ملاقات طفل؛
7- نسب؛
8- نشوز و تمکين زوجين؛
9- وليت قهري ، قيومت و امور راجع به ناظر و امين محجوران؛
10- رشد، حجر و رفع آن؛
11- شروط ضمن عقد نکاح؛
12- سرپرستي کودکان بي سرپرست؛
14- اهداء جنين
ماده 5– دادگاه خانواده به جرايم موضوع فصل ششم اين قانون نيز رسيدگي مي نمايد.
ماده 6- دادگاه هريک از طرفين را که فاقد تمکن مالي تشخيص دهد، از پرداخت هزينه دادرسي، حق الزحمه کارشناسي، حق الزحمه داوري و ساير هزينه ها معاف مي نمايد.. همچنين در صورت نياز با الزام قانوني به داشتن وکيل، حسب مورد به در خواست فرد فاقد تمکن مالي يا راساً، دادگاه براي وي اقدام به تعيين وکيل معاضدتي مي نمايد چنانچه طرف مذکور محکوم له واقع شود ، دادگاه ضمن صدور راي، محکوم عليه را به پرداخت هزينه هاي مذکورو حق الوکاله وکيل معاضدتي محکوم مي کند، مگر اينکه قبلا در اين پرونده عدم تمکن مالي وي احراز شده باشد.
ماده 7- مادر يا هر شخصي که حضانت طفل و يا نگهداري شخص محجور را ضرورتا بر عهده دارد،هر چند که قيمومت را عهده دار نباشد، حق اقامه دعاوي مطالبه نفقه براي محجور را خواهد داشت.
ماده 8- دادگاه پيش از اتخاذ تصميم نسبت به اصل دعوي، به درخواست يکي از طرفين در اموري که تعيين تکليف آن فوريت دارد از قبيل حضانت، نگهداري، ملاقات طفل، نفقه زن و محجور، بدون اخذ تامين دستور موقت صادر مي نمايد. اين دستور بدون نياز به تاييد رئيس حوزه قضايي قابل اجرا است و چنانچه دادگاه ظرف شش ماه مبادرت به اتخاذ راجع به اصل دعوي ننمايد کان لم يکن گرديده و از آن رفع اثر مي شود، مگر آن که دادگاه مطابق اين ماده مجدداً دستور موقت صادر نمايد.
ماده 9- رسيدگي در دادگاه خانواده با تقديم دادخواست و بدون رعايت ساير تشريفات آيين دادرسي مدني و مطابق آيين نامه اجرايي اين قانون به عمل مي آيد .
ماده 10- ابلاغ در دادگاه خانواده مي تواند از طريق پست، نمابر،پيامهاي تلفني، پست الکترونيکي و يا هر طريق ديگري که دادگاه مناسب با کيان خانواده تشخيص دهد صورت گيرد. در هر حال احراز صحت ابلاغ با دادگاه است.
ماده 11- دادگاه مي تواند جهت فراهم نمودن فرصت صلح و سازش، جلسه دادرسي را به درخواست زوجين با يکي ازآنان، حداکثر براي دو بار به تاخير بيندازد.
ماده 12- در دعاوي موضوع اين قانون، محکوم له پس از صدور حکم قطعي و تا بيش از شروع اجراء آن نيز مي تواند از دادگاهي که حکم نخستين را صادر کرده است در خواست تامين محکوم به را بنمايد.
ماده 13- چنانچه موضوع دعوا مطالبه مهريه منقول يا نفقه باشد ، زوجه مي تواند در محل اقامت خوانده و يا محل سکونت خود اقامه دعوي نمايد.
ماده 14- هر گاه از سوي زوجين ، امور دعاوي موضوع صلاحيت دادگاه خانواده در حوزه هاي قضايي متعدد مطرح شده باشد. دادگاهي که دادخواست يا شکايت مقدم به آن داده شده است، صلاحيت رسيدگي خواهد داشت و چنانچه دو يا چند دادخواست در يک روز تسليم شده باشد، دادگاهي که صلاحيت رسيدگي به دعواي اقامه شده از سوي زوجه را دارد ،به تمامي دعاوي رسيدگي مي نمايد .
ماده 15- هرگاه يکي از زوجين طرف دعوا مقيم خارج کشور باشد ،دادگاه محل اقامت طرفي که در ايران مقيم است صلاحيت رسيدگي دارد و اگر زوجين مقيم خارج ازکشور باشند ولي يکي از آنان در ايران سکونت موقت داشته باشد دادگاه همان محل و اگر هر دو در ايران سکونت موقت داشته باشد، دادگاه محل سکونت موقت زوجه صالح به رسيدگي مي باشد و هر گاه هيچ يک در ايران سکونت موقت نداشته باشند، دادگاه شهرستان تهران صلاحيت رسيدگي خواهد داشت، مگر آن که زوجين براي اقامه دعوي در محل ديگري توافق نمايند.
ماده 16- رئيس قوه قضاييه مي تواند شعبي از دادگاه خانواده را براي رسيدگي به اختلافات خانوادگي ايرانيان مقيم خارج از کشور اختصاص داده وعندالاقضاء به قضات اين شعب ماموريت دهد بنا به در خواست وزارت امور خارجه ، در محل سفارتخانه ها و کنسول گري هاي ايران به امور مزبور رسيدگي نمايند احکام اين شعب که در خارج از کشور صادرمي شود مانند احکام دادگاه هاي مستقر در ايران به اجرا درمي آيد.

تبصره- هر گاه به دليل عدم تشکيل شعب مذکور در اين ماده يا عدم دسترسي به آنها ايرانيان مقيم خارج از کشور دعاوي خانوادگي خود را در محاکم و مراجع صلاحيتدار محل اقامت خود مطرح نمايند در صورتي احکام اين مراجع يا محاکم در ايران به اجرا در مي آيد که دادگاه صلاحيتدار ايراني احکام مزبور را بررسي نموده و حکم تنفيذي صادر نمايد.

فصل دوم: مراکز مشاوره خانواده

ماده 17- به منظور تحکيم مباني خانواده و جلو گيري از افزايش اختلافات خانوادگي به ويژه طلاق و سعي در ايجاد صلح و سازش ، قوه قضاييه موظف است ظرف سه سال از تاريخ تصويب اين قانون در کنار دادگاه هاي خانواده (مراکز مشاوره خانواده) ايجاد نمايد.
ماده 18- در حوزه هاي قضايي که مراکز مشاوره خانواده ايجاد شده است، دادگاه خانواده مي تواند در صورت لزوم با مشخص نمودن موضوع اختلاف و تعيين مهلت، نظر مرکز مشاوره خانواده را خواستار شود.
ماده 19- مراکز مشاوره خانواده ضمن ارائه خدمات مشاوره اي، نسبت به اجراء خواسته دادگاه در مهلت مقرر اقدام و در مورد مربوط سعي در ايجاد سازش مينمايد. در صورت حصول سازش مبادرت به تنظيم سازش نامه نموده و گرنه نظر کارشناسي خود را به طور کتبي و مستدل به دادگاه اعلام مي نمايد.
تبصره- درصورتي که زوجين به صورت توافقي متقاضي طلاق باشند، مراکز مشاوره خانواده برابر ماده 26 اين قانون عمل مي نمايد .
ماده 20- دادگاه بايد با در نظر گرفتن نظريه کارشناسي مراکز مشاوره خانواده مبادرت به صدور راي نمايد مگر آنکه نظريه مزبور را برخلاف اوضاع و احوال مسلم قضايي تشخيص دهد.
ماده 21- اعضاي مراکز مشاوره خانواده از کارشناساني در رشته هاي مختلف مانند مطالعات خانواده، روانشناسي، مددکاري اجتماعي، حقوق، فقه و مباني حقوق اسلامي انتخاب مي شوند و لااقل نصف اعضاء هر مرکز بايد از انوان متاهل واجد شرايط باشند. ساير شرايط ،تعداد اعضاء، نحوه انتخاب، گزينش،آموزش و نحوه رسيدگي به تخلفات آنان، تشکيلات،شيوه انجام وظايف و تعداد مراکز مشاوره خانواده و نيز تعرفه خدمات مشاوره و نحوه پرداخت آن به موجب آئين نامه است که ظرف مدت شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون توسط وزارت دادگستري با همکاري وزارت رفاه و تامين اجتماعي تهيه و به تصويب رئيس قوه قضاييه مي رسد.
تبصره 1- جلسات مشاوره لزوماً با حضور افراد مورد اعتماد طرفين و ترجيحاً از خويشاوندان آنان برگزار مي شود.
تبصره 2- کليه اختلافات و منازعات خانوادگي قابل طرح در شوراهاي حل اختلاف مي باشد. در صورت مراجعه طرفين شوراهاي يادشده با حضور کارشناس مربوط تشکيل و احکام صادره به استثناء حکم طلاق ، لازم الاجراء است در صورتي که نظر بر اجراء حکم طلاق باشد پرونده به دادگاه ارجاع مي شود.

فصل سوم:ازدواج

ماده22- ثبت عقد نکاح دائم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح و طلاق الزامي است.
تبصره : ثبت نکاح موقت تابع آيين نامه اي که به تصويب وزير دادگستري مي رسد.
ماده 23- اختيار همسر دائم بعدي، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت بين همسران مي باشد.
تبصره- در صورت تعدد ازدواج چنانچه مهريه حال باشد و همسر اول آن را مطالبه نمايد، اجازه ثبت ازدواج مجدد منوط به پرداخت مهريه زن اول است.
ماده 24- وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي مکلف است ظرف مدت يک ماه از تاريخ تصويب اين قانون بيماري هايي را که بايد طرفين بيش از ازدواج عليه آنها واکسينه شوند و بيماريهاي واگير خطرناک براي زوجين و فرزندان ناشي از ازدواج را معين و اعلام دارد. دفاتر ازدواج مکلفند پيش از ثبت نکاح ، گواهي صادره از سوي پزشکان و مراکزي که وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي واجد صلاحيت ، اعلام مي نمايد ، مبني بر نداشتن اعتياد به مواد مخدر و بيماريهاي موضوع اين ماده و يا واکسينه شدن طرفين را از آنان مطالبه و بايگاني نمايند.
ماده 25- وزارت امور اقتصادي و دارايي موظف است از مهريه هاي بالاتر از حد متعارف و غير منطقي با توجه به وضعيت زوجين و مسايل اقتصادي کشور متناسب با افزايش ميزان مهريه به صورت تصاعدي در هنگام ثبت ازدواج ماليات وصول نمايد.
ميزان مهريه متعارف و ميزان ماليات با توجه به وضعيت عمومي اقتصادي کشور به موجب آيين نامه اي خواهد بود که به وسيله وزارت امور اقتصادي و دارايي پيشنهاد و به تصويب هيات وزيران مي رسد.

فصل چهارم-طلاق

ماده 26- ثبت طلاق و ساير اسباب انحلال نکاح در دفاتر رسمي صرفاً پس از صدور گواهي عدم امکان سازش يا حکم مربوط از سوي دادگاه با گواهي مراکز مشاوره خانواده مبني بر توافق زوجين بر طلاق مجاز مي باشد.
ماده 27- در صورتي که زوجين به صورت توافقي متقاضي طلاق باشند بايد به مراکز مشاوره خانواده مراجعه نمايند. اين مراکز ضمن ارائه خدمات مشاوره اي، سعي در سازش و انصراف آنان از درخواست طلاق مي نمايد. در صورت حصول سازش و انصراف از طلاق، سازش نامه تنظيم و گرنه با ذکر دقيق موارد توافق، گواهي توافق زوجين بر طلاق صادر مي نمايد.
ماده 28- در صورتي که طلاق صرفاً به درخواست مرد باشد، دادخواست صدور گواهي عدم امکان سازش و اگر به درخواست زوجه باشد، حسب مورد دادخواست صدور حکم الزام به طلاق يا احراز شرايط اعمال وکالت در طلاق تقديم دادگاه مي شود.
ماده 29- در تمامي موارد درخواست طلاق، به جز طلاق توافقي، دادگاه موظف است ضمن سعي در ايجاد صلح و سازش، موضوع را به داوري ارجاع نمايد. دادگاه با توجه به نظر داوران گواهي عدم امکان سازش يا حکم طلاق صادر و چنانچه نظر آنان را نپذيرد مستدلاً رد مي نمايد.
ماده 30- پس از صدور قرار ارجاع امر به داوري، هر يک از زوجين مکلفند ظرف يک هفته از تاريخ ابلاغ، يک نفر از اقارب خود را که حداقل سي سال سن داشته و متاهل و آشنا به مسايل شرعي، خانوادگي و اجتماعي باشد به عنوان داور به دادگاه معرفي نمايند.
تبصره 1- افرادي که متاهل بوده اند ولي همسرشان فوت نموده است نيز مي توانند به عنوان داور پذيرفته شوند.
تبصره 2- نحوه انتخاب و دعوت داوران، وظايف و تعداد جلسات آنها مطابق آئين نامه اي خواهد بود که ظرف شش ماه پس از تصويب اين قانون توسط وزارت دادگستري تهيه و به تصويب رئيس قوه قضائيه مي رسد.
ماده31- در صورتي که در بين اقارب ، فرد واجد شرايط نموده يا دسترسي به آنها مقدور نباشد و يا اقارب از پذيرش داوري استنکاف نمايند. هر يک از زوجين مي توانند داور خود را از بين افراد واجد صلاحيت ديگر تعيين و معرفي کنند و درصورت امتناع يا عدم توانايي در معرفي داور، دادگاه به در خواست هر يک از طرفين و يا راساً از ميان اعضاء واجد شرايط داوري مراکز مشاوره خانواده مبادرت به تعيين داور مي نمايند.
ماده 32- دادگاه ضمن صدور حکم طلاق يا گواهي عدم امکان سازش با توجه به شروط ضمن عقد و مطالب مندرج در اسناد ازدواج تکليف جهيزيه، مهريه، نفقه زوجه، اولاد و حمل و ترتيب حضانت و نگهداري اطفال وهزينه آن و نحوه پرداخت را مشخص مي کند. همچنين با توجه به وابستگي عاطفي و مصلحت طفل، ترتيب، زمان و مکان ملاقات را با پدر ، مادر و ساير بستگان تعيين مي نمايد. ثبت طلاق موکول به تاديه حقوق مذکور مي باشد، مگر با رضايت زوجه يا صدور حکم قطعي براعسار زوج يا تقسيط آن، در هر حال، هر گاه زن بدون دريافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضايت دهد، مي تواند پس از ثبت طلاق جهت دريافت اين حقوق از طريق اجراء احکام دادگاه مطابق مقررات مزبور اقدام نمايد.
تبصره: گواهي پزشک ذي صلاح در مورد وجود يا عدم وجود جنين، بايد تسليم شود مگر آن که زوجين بر وجود جنين اتفاق نظر داشته باشند.
ماده 33- مدت اعتبار گواهي عدم امکان سازش براي تسليم به دفتر طلاق، سه ماه از تاريخ ابلاغ راي قطعي يا قطعي شدن راي مي باشد. چنانچه گواهي مذکور ظرف اين مهلت تسليم نشود و يا طرفي که آن را به دفتر طلاق تسليم نموده است، ظرف مهلت سه ماه از تاريخ تسليم در دفتر حاضر نشود يا مدارک لازم را ارائه ننمايد، از درجه اعتبار ساقط است.
تبصره1- چنانچه راي دادگاه قابل فرجام خواهي باشد، مهلت مذکور در صدر اين ماده از تاريخ ابلاغ راي مرحله فرجام يا انقضاء مهلت فرجام خواهي محاسبه مي شود.
تبصره 2- گواهي قطعي و قابل اجرا بودن راي از سوي دادگاه صادر و همزمان به دفتر طلاق ارائه مي شود.
تبصره 3- رسيدگي به فرجام خواهي از آراء طلاق نبايد بيش از شش ماه به طول بيانجامد.
تبصره4- هر گاه پس از قطعي شدن حکم طلاق، زوجه مطلقه گرديده و ازدواج کرده باشد ديگر نمي توان حکم به فسخ راي که طلاق بر اساس آن ثبت شده است، صادر کرد.
ماده 24- گواهي صادر از مراکز مشاوره خانواده مبني بر طلاق توافقي نيز از زمان صدور تا سه ماه اعتبار دارد و با حضور طرفين اجراء مي گردد.
ماده 35- هر گاه زوج در مهلت مقرر به دفتر طلاق مراجعه و گواهي عدم امکان سازش را تسليم نمايد، در صورتي که زوجه ظرف يک هفته حاضر نشود، سر دفتر به زوجين اخطار مي کند براي اجراء صيغه طلاق و ثبت آن،در دفتر خانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوجه و عدم اعلام عذري از سوي وي ، صيغه طلاق جاري و ثبت مي شود و در صورت اعلام عذر، يک نوبت ديگر به ترتيب مذکور دعوت به عمل مي آيد در موارد غيبت زوجه ، مراتب به وسيله دفتر خانه به اطلاع وي مي رسد.
ماده 35- هر گاه حکم طلاق از سوي زوجه به دفتر طلاق تسليم شود، در صورتي که زوج ظرف يک هفته حاضر نشود، سر دفتر به زوجين اخطار مي کند براي اجراي صيغه طلاق و ثبت آن ، در دفتر خانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوجه و عدم اعلام عذري از سوي وي يا امتناع وي از اجراء صيغه طلاق، صيغه طلاق جاري و ثبت شده و به زوج ابلاغ مي گردد و در صورت اعلام عذر ، يک نوبت ديگر به ترتيب مذکور دعوت به عمل مي آيد.
تبصره- فاصله بين ابلاغ اخطاريه و جلسه اجراء صيغه طلاق مذکور در اين ماده و ماده قبل نبايد کمتر از يک هفته باشد.
ماده 37- اجراء صيغه طلاق با رعايت جهات شرعي در دفتر خانه يا در محل ديگري با حضور سر دفتر يا نماينده وي به عمل مي آيد.
تبصره – فاصله بين ابلاغ اخطاريه و جلسه اجرا صيغه طلاق مذکور در اين ماده و ماده قبل نبايد کمتر از يک هفته باشد.
ماده 37- اجراء صيغه طلاق با رعايت جهات شرعي در دفتر خانه يا در محل ديگري با حضور سر دفتر يا نماينده وي به عمل مي آيد.
ماده 38- در طلاق رجعي ، صيغه طلاق مطابق مقررات مربوط جاري و مراتب صورتجلسه مي شود ولي ثبت طلاق منوط به ارائه گواهي کتبي حداقل دو شاهد مبني بر اسکان زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پايان عده مي باشد، مگر اينکه زن رضايت به ثبت داشته باشد در صورت تحقق رجوع، صورتجلسه طلاق ابطال و در صورت عدم رجوع صورتجلسه تکميل و طلاق ثبت مي شود. صورتجلسه تکميلي به امضاي سر دفتر، زوجين يا نماينده آنان و دو شاهد طلاق مي رسد . در صورت درخواست زوجه گواهي اجراء صيغه طلاق و عدم رجوع زوج، به وي اعطاء مي شود.

فصل پنجم: حضانت و نگهداري اطفال

ماده 39- هر گاه دادگاه تشخيص دهد توافق راجع به ملاقات ، حضانت، نگهداري و ساير امور مربوط به طفل بر خلاف مصلحت وي باشد يا درصورتي که مسئوول حضانت از انجام تکاليف مقرر براي حضانت خودداري نمايد يا مانع ملاقات طفل تحت حضانت يا اشخاص ذي حق شود مي تواند هر تصميمي که به مصلحت طفل باشد از جمله واگذاري امر حضانت به ديگري يا تعيين شخص ناظر با پيش بيني حدود نظارت وي و نظاير آن مقرر نمايد.
ماده 40- طفل را نمي توان بدون رضايت ولي يا قيم، مادر و شخصي که حضانت و نگهداري طفل به او واگذار شده است از محل اقامت مقرر بين طرفين يا محل اقامت قبل از وقوع طلاق به محل ديگري يا خارج از کشور فرستاد مگر اينکه دادگاه آن را به مصلحت طفل دانسته و با در نظر گرفتن حق ملاقات اشخاص ذي حق اجازه دهد. دادگاه در صورت موافقت با خارج نمودن طفل از کشور بنا به در خواست ذي نفع، جهت تضمين بازگرداندن طفل، تامين مناسبي اخذ مي نمايد.
ماده 41- در صورتي که وزارت خانه ها ، شرکت ها وموسسات دولتي و موسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي ، ملزم به تسليم يا تمليک اموالي به صغير يا ساير محجوران باشند، اين اموال، در حدود تامين هزينه هاي متعارف زندگي، بايد در اختيار شخصي قرار گيرد که حضانت و نگهداري محجور را عهده دار است، مگر آن که دادگاه به نحو ديگري مقرر نمايد.
ماده 42- دادگاه در صورت درخواست زن يا ساير اشخاص واجب النفقه، ميزان و ترتيب پرداخت نفقه آينده را تعيين مي کند.
تبصره- در مورد اين ماده و ساير مواردي که به موجب حکم دادگاه بايد وجوهي مستمراً از محکوم عليه وصول شود يک بار تقاضاي صدور اجرائيه کافي است وعمليات اجرايي مادام که دستور ديگري از دادگاه صادر شده است ادامه مي يابد.
ماده 43- پرداخت نفقه زوجه و نفقه و هزينه نگهداري اطفال و پرداخت تمامي ديون مقدم است.

فصل ششم: مقررات کيفري

ماده 44- چنانچه مردي بدون ثبت در دفاتر رسمي اقدام به ازدواج دايم، طلاق، فسخ و رجوع نمايد، ضمن الزام به ثبت واقعه، به پرداخت مبلغ بيست ميليون تا يک صد ميليون ريال جزاي نقدي و يکي از محروميتهاي اجتماعي متناسب محکوم مي شود.

ماده 45- هر پزشکي که بر خلاف واقع ، گواهي موضوع ماده 24 اين قانون را صادر نمايد از يک تا پنج سال از اشتغال به طبابت محروم مي شود.
ماده 46- هر فرد خارجي بدون اخذ اجازه مذکور در ماده ( 1060) قانون مدني با زن ايراني ازدواج نمايد، به حبس از نود و يک روز تا يک سال محکوم مي شود. در اين صورت زن چنانچه به اختيار خود ازدواج کرده باشد و ولي دختر در صورتي که ازدواج به اذن وي صورت گرفته باشد و همچنين عاقد به عنوان معاون در جرم مزبور محکوم خواهند شد.
ماده 47- هر سر دفتري که بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد نمايد يا بدون حکم دادگاه يا گواهي عدم امکان سازش يا حکم تنفيذ راجع به احکام خارجي يا گواهي مراکز مشاوره خانواده مبني بر توافق زوجين بر طلاق، اقدام به ثبت هر يک از موجبات انحلال نکاح نمايد، به انفصال دائم از اشتغال به سر دفتري محکوم مي شود.
ماده 48- کسي که حضانت طفل به او محول شده است، هر گاه از انجام تکاليف مربوط به حضانت خودداري نمايد يا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذي حق شود، به پرداخت پانصد هزار تا پنج ميليون ريال جزاي نقدي محکوم مي شود.
ماده 49- هر کس که زوجيت را انکار نمايد و ثابت شود که اين انکار بي اساس بوده است يا بر خلاف واقع با طرح شکايت کيفري يا دعواي حقوقي مدعي داشتن رابطه زوجيت با ديگري شود، به سه ماه و يک روز تا يک سال حبس و يا ده ميليون تا چهل ميليون ريال جزاي نقدي محکوم خواهد شد. اين حکم در مورد قائم مقام قانوني آنان که با علم به زوجيت ، آن را انکار نمايد يا با علم به عدم زوجيت، ادعاي زوجيت را مطرح نمايد، نيز جاري مي شود.
ماده 50- هر گاه مردي با دختري که به سن قانوني ازدواج نرسيده است بر خلاف مقررات ماده
(1041) قانون مدني ازدواج نمايد، به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد. چنانچه در اثر ازدواج بر خلاف مقررات فوق، مواقعه منتهي به نقص عضو يا مرض دائم زن گردد ، زوج علاوه بر پرداخت ديه به دو تا پنج سال حبس و اگر منتهي به فوت زن شود علاوه بر پرداخت ديه، به پنج تا ده سال حبس محکوم مي شود.
ماده 51- ميزان جزاهاي نقدي موضوع اين قانون، بر اساس نرخ تورم که توسط بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران اعلام مي شود، هر سه سال يک بار حسب مورد بنا به پيشنهاد وزارت دادگستري و تاييد هيات وزيران قابل افزايش است.
ماده 52- آيين نامه اجرائي اين قانون بنا به پيشنهاد وزير دادگستري و تائيد رئيس قوه قضاييه به تصويب هيات وزيران مي رسد.
ماده 53- از تاريخ لازم الاجراء شدن اين قانون ، قوانين زير و تمامي قوانين و مقررات مغاير نسخ مي شود:
1- قانون راجع به ازدواج،مصوب 23/5/1310
2- قانون راجع به انکار زوجيت، مصوب 20/12/1311
3- قانون لزوم ارائه گواهينامه پزشک قبل از وقوع ازدواج، مصوب 13/9/1317
4- قانون حمايت خانواده مصوب 15/11/1353
5- قانون مربوط به حق حضانت، مصوب 22/4/1365
6- قانون الزام تزريق واکسن ضد کزاز براي بانوان قبل از ازدواج مصوب 23/1/1367
7- قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق -مصوب 21/12/1370
8- قانون اختصاص تعدادي از دادگاههاي موجود به دادگاه هاي موضوع اصل 21 قانون اساسي، مصوب 8/5/1376
9- قانون تعيين مدت اعتبار گواهي عدم امکان سازش ، مصوب 11/8/1376
10- قانون مجازات اسلامي مواد( 645)و(646) مصوب 2/3/1375

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1387ساعت 2:8 قبل از ظهر  توسط راوی 

کلاس سوم ابتدایی بودم که به جشن تولد دوست‌ام دعوت شدم، اسمش ژاله بود.ژاله به من گفته بود وقتی آمدی چندتا صفحه‌ی گرام قرو فر دار هم با خودت بیاور.
از همان روز اول من ازمادرم خواستم که اجازه بدهد به جشن تولد ژاله بروم اما زیربار نرفت که نرفت، می‌گفت:< مگه آدم پاشو خونه‌ی هر ناشناسی می‌گذاره؟>
روزی که قرار بود جشن باشد از اول صبح تمام هم و غم خودم را گذاشتم روی این‌که مادرم را راضی کنم، اما باز مخالفت کرد.آن‌روز خیلی گریه کردم... تا این‌که بعد از ظهر مادرم خودش آمد پولی به دستم داد و گفت:< پاشو حاضر شو برو اما زود برگرد.>
من هم خیلی سریع آماده شدم و چندتا صفحه با خودم برداشتم و راه افتادم.
سر راه رفتم مغازه‌ی آقای جورابچی تا برای ژاله هدیه بخرم.
مغازه‌ی آقای جورابچی همه چیز داشت از گل سر و جوراب و بدلجات گرفته تا اسباب بازی های پلاستیکی ولباس زیر مردانه و زنانه دفتر و مداد و خودکار و هزار جور خرت و پرت دیگر.

از شانس بد من مغازه‌ی آقای جورابچی بسته بود، کرکره را هم کشیده بود پایین یعنی که هیچ امیدی نمی‌رفت منتظر بمانم از جایی ( مثلا" دستشویی ) برگردد.
جای دیگری را بلد نبودم که بروم و هدیه برای ژاله بخرم، مثل حالا که نبود این‌همه فروشگاه‌های رنگ و وارنگ، یک محله‌ای بود و مغازه‌ی آقای جورابچی.
در خیابان‌های اطراف پرسه زدم تا بالاخره یک دکان بقالی دیدم که النگوهای پلاستیکی رنگارنگی پشت شیشه‌ی مغازه‌اش آویزان کرده بود. رفتم چندتا از النگوهای خوشگل‌اش را انتخاب کردم و به طرف خانه‌ی ژاله راه افتادم.
کمی که رفتم متوجه شدم راه را گم کرده‌ام، دیگر نه می توانستم به خانه‌ی خودمان برگردم و نه به خانه‌ی ژاله بروم.
کنار دیوار ایستاده بودم وبی‌صدا اشک می‌ریختم. پیرزنی با کمر خمیده از آنجا رد می‌شد، تا چشمش به من افتاد دستش را پشت کمرش گذاشت به شکلی که می‌خواست صاف بایستد نیمه خمیده گفت دختر جان چرا گریه می‌کنی؟ گم‌شدی؟ با بغض گفتم بله...
پرسید خونه‌ی خودتون را گم کردی؟
گفتم نه می‌خوام برم خونه‌ی دوستم.
پیرزن با صبر و حوصله هم آرامم می‌کرد و هم نشانی‌ها را از من می‌پرسید تا که گفتم فامیلی‌شان ستوده است گفت خب بگو می‌خوای بری خونه‌ی پسر" آق حسین کاشی".
پیرزن آنها را می‌شناخت و راهنمایی‌ام کرد که چطور خودم را به خانه‌ی ژاله برسانم. خانه‌ی ژاله درست موازی همان کوچه بود که من گمشده بودم.
وقتی از سر کوچه‌ی ژاله پیچیدم توی کوچه دیدم همکلاسی‌هام همه از خانه‌ی ژاله بیرون آمدند و دارند با ژاله خداحافظی می‌کنند...
نمی‌دانم چرا خجالت کشیدم خودم را نشان بدهم و دوان دوان راهی که رفته بودم را برگشتم تا به خانه‌رسیدم.
...
این‌همه حرف زدم تا بگویم صادق من را به یک بازی وبلاگی دعوت کرده بود اما به دلایلی نتوانستم تا الآن به این پسر بامعرفت لبیک بگویم، با معرفت که می‌گویم همین‌جوری نمی گویم‌ها! از او معرفتی دیدم که تا عمر دارم فراموش نمی‌کنم.
خاطره‌ای که تعریف کردم چند وجه مشترک با دعوت صادق دارد: اول این‌که خیلی دوست داشتم به موقع بنویسم و نشد دوم این‌که دیدم تمام دوستانی که دعوت شده بودند نوشتند و رفتند من ماندم آخر همه... اما این‌جا مثل کوچه‌ی ژاله نیست که خودت را قایم کنی تا کسی تو را نبیند.

صادق پرسیده:
وضعیت برق شما چطور است؟

من اگر بگویم اوضاع بی برقی ما از همه‌ی شما درام تر است باور می‌کنید؟
بگویم؟ نگویم؟
می‌ترسم بگویم پس فردا به جرم این‌که اسرار نظامی را دست دوست و دشمن داده‌ام در یک دادگاه صحرایی تیرباران شوم!
این را توی پرانتز بگویم بعد بروم سراغ برق!
روزی قرار بود یک زندانی با وثیقه‌ی 120000000به مرخصی برود همان شب با یکی از دوستان وبلاگی داشتم چت می‌کردم به او گفتم اگر روزی من به زندان بروم و قرار باشد وثیقه از من طلب کنند صدوبیست میلیون را از گورم بیاورم؟ من حتی وثیقه‌ی 12000 تومانی هم ندارم.
دوستی که با او چت می‌کردم پشت سر هم می‌گفت راوی جان مگر ما مْردیم! وثیقه‌ی میلیاردی برات جور می کنیم! من سر به سرش می‌گذاشتم که نه‌ بابا میلیارد نمی‌ارزم اوهم اصرارداشت می‌ارزی...آخرش خندیدم گفتم پسر زبونت را گاز بگیر و یک کلمه بگو خدا نکنه.

و اما برق!
ما در محیطی نظامی زندگی می‌کنیم و از آنجایی که " ارتش چرا ندارد " مجبوریم هربلایی سرمان در آوردند دم نزنیم. ما در شبانه روز دو یا سه بار قطعی برق دوساعته داریم و هیچ زمان مشخصی هم ندارد. آخ مصیبت بی‌برقی به یک طرف مصیبت تحمل ترتر موتور برق مجتمع تجاری چسبیده به خانه‌مان به یک طرف که تحمل‌اش اعصاب پولادین می‌خواهد.

پست‌های اعتراضی ما برای خاموشی‌ها هیچ اثری ندارد! می‌پرسید چرا؟ چون کمبود انرژی بهانه است و فقط می‌خواهند به ما حالی کنند که انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست!

صادق جان همین را می‌خواستی!؟ اینجا دیگر پای دادگاه صحرایی در میان است! وثیقه مثیقه هم کارساز نیست فقط به جای وثیقه برایم بخوانید انالله و انا الیه راجعون.
روح‌اش شاد خداوند صبر به بازماندگان‌اش عطا فرماید.
برای همین کسی را دعوت نمی‌کنم تا دوستان فرصت حلوا پختن و مراسم برگزار کردن داشته باشند.


ترانه سرسپرده با صدای ستار را بشنویم


این نوشته‌ی دکتر رضای عزیزم را هم بخوانید در باره‌ی خبر درگذشت بیماران در بیمارستان به علت قطع برق نوشته


فرصت کردید سری به اینجا هم بزنید


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط راوی 

آدرس این مطلب در سایت زمانه

در سال‌های اخیر با دارندگان حیوانات خانگی در کشورمان برخورد می‌شود، با این توجیه که نگهداری این‌گونه حیوانات یک «مد و نماد فرهنگ غرب» شده است. انتقال بیماری از حیوانات خانگی به انسان، دیگر دلیلی است که مخالفان نگهداری حیوانات خانگی عنوان می‌کنند.

با آغاز فصل تابستان برخورد پلیس با دارندگان حیوانات خانگی (خصوصا سگ) شدت بیشتری پیدا می‌کند و مشکلاتی چون توقیف خودروی شخصی این افراد، جرایم نقدی و گاه بازداشت سگ و انتقال آن به بازداشتگاه سگ‌ها صورت می‌گیرد.

از آن سو، کلینیک‌هایی مخصوص واکسینه کردن و درمان این‌گونه حیوانات وجود دارد، انواع و اقسام خوراک و لوازم وارداتی مخصوص حیوانات خانگی در برخی فروشگاه‌ها عرضه می‌شود، و نیروی انتظامی هم در کنار تولید غذا برای سگ‌های پلیس، غذای گربه تولید و روانه‌ی بازار می‌کند. همه این موارد این سوال را برمی‌انگیزد که بالاخره نگهداری از این حیوانات جرم است
یا نه؟

با توجه به تناقضاتی که در نگرش جامعه و مجریان قانون نسبت به مقوله‌ی نگهداری از حیوانات خانگی وجود دارد، بر آن شدم که نظر یک متخصص را در این رابطه جویا شوم. پس به سراغ دکتر هومن ملوک‌پور، جراح و دامپزشک رفتم که عضو جامعه جهانی دامپزشکی و همچنین عضو انجمن دامپزشکان حیات وحش اروپا است.


دکتر هومن ملوک‌پور، جراح و دامپزشک
سایت دکتر هومن

 

 

دکتر ملوک‌پور درباره‌ی کانونی صحبت کرد که پناهگاه حیوانات بی‌خانمان و بعضا مجروح و معلول است. حیواناتی که توسط برخی از ما آدم‌ها مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌اند. وی با اشاره به این موضوع که نگهداری از حیوانات خانگی نزد ما ایرانیان پیشینه‌ی تاریخی دارد، گفت:

«اولین حیوانی که به دست انسان اهلی شد، سگ بود که‌ حدود هجده هزار سال پیش توسط ایرانیان، اهلی و از آن برای شکار و نگهبانی استفاده شد. این حیوان خیلی زود به عنوان همدم و دوست انسان جای خود را باز کرد.

اسب، دیگر حیوانی است که باز توسط ایرانیان هشت هزار سال پیش اهلی شد که از آن برای باربری همچنین در جنگ ها استفاده می‌شد. بنابراین نگهداری از حیوانات پیروی از فرهنگ غربی نیست. اما متاسفانه افرادی هستند که برای خودنمایی و اعتبار بخشیدن به خود از این موضوع سوء‌استفاده می‌کنند. همین امر باعث می‌شود علاوه بر این‌که بهانه به دست پلیس بدهند، ضربه‌های سنگینی به افرادی که واقعا به حیوانات علاقه‌مند هستند و نیاز دارند وارد کنند. می‌توان گفت در این میان بیشترین آسیب را حیوانات متحمل می‌شوند
.


غذای گربه تولید نزاجا

به‌طور مثال برخی افراد به حیوان همان‌گونه نگاه می‌کنند که به ماشین آخرین مدل و یا لباس و عطر و ادکلن مارک‌دارشان، که نه برای نگهداری و استفاده، بلکه برای فخرفروشی و جلب توجه از آنها استفاده می‌کنند. اما این‌ها دلیل کافی برای انکار مفید بودن حیوانات خانگی نیست.

این یک واقعیت است که با صنعتی شدن زندگی و با کم عمق شدن روابط انسانی، تمایل به داشتن حیوانات خانگی بالطبع افزایش پیدا می‌کند و می‌توان گفت یکی از ملزومات زندگی بشر شده است. این اتفاق بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا افتاد، تا پیش از جنگ جهانی به این صورت نگهداری از حیوانات خانگی رایج نبود. اما ظرف پنجاه سال اخیر این موضوع تا آن حد پیشرفته است که پرورش حیوانات خانگی و تولید ملزومات آن پنجمین صنعت پردرآمد دنیا به حساب می‌آید. به عنوان مثال سال گذشته درهلند تعداد سگ های قلاده دار (سگ های صاحب دار) چهار برابر بچه‌های یک تا شانزده ساله این کشور اعلام شد. همه گیر شدن یک اتفاق دلیل بر مدگرایی جامعه نیست و جامعه‌ی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.»

دکتر ملوک‌پور در ادامه اضافه کرد که غیبت حیوانات خانگی در زندگی شهری ایرانیان، در سال‌های دراز لزوم فرهنگ‌سازی برای چگونگی نگهداری از آنها را به وجود می‌آورد. وی درباره‌ی انتقال بیماری از حیوانات خانگی به انسان گفت:

«اگر پیشگیری‌های لازم انجام شود و حیوان خانگی به موقع واکسینه و داروی ضد انگل استفاده کند، خطر انتقال بیماری از آنها به انسان به مراتب بسیار کم‌تر و کم‌خطرتر از انتقال بیماری از یک انسان به انسان دیگر است.»
وی همچنین اضافه کرد که نزدیک به چهار صد بیماری مشترک بین انسان و حیوان وجود دارد که کم‌ترین این بیماری‌ها از سگ و گربه است و می‌توان گفت تعداد بیماری‌های قابل انتقال از گاو و گوسفند بارها بیشتر از خطر انتقال بیماری از سگ و گربه به انسان است
.


بلوط گربه‌ی من این هم فتوبلاگ بلوط

نکته دیگری که به گفته‌ی دکتر ملوک‌پور قابل تأمل است، این است که در برخی موراد که انسان از تماس با حیوان بیمار می‌شود، در واقع مقصر آن حیوان نیست، بلکه سیستم ایمنی بدن انسان‌ها است که آن آنتی‌بادی خاص را ندارد و سیستم ایمنی بدن‌اش دچار اختلال و مبتلا به بیماری می‌شود. به عنوان مثال حساسیت به موی گربه یا پر پرنده در افراد مانند حساسیت در مقابل گوجه فرنگی و...

دکتر ملوک‌پور درباره‌ی شایعاتی مانند این‌که تماس با موی گربه در زنان ایجاد نازایی می‌کند و یا موی گربه باعث ایجاد کیست در دستگاه تنفسی می‌شود، گفت:

«اگر گربه‌ای به انگلی به نام «توکسوپلاسموز» مبتلا باشد و گربه این انگل را همراه مدفوع دفع کند و این مدفوع تا سه روز از محیط خارج نشود، (این انگل بعد از سه روز قابلیت بیماری‌زایی به دست می‌آورد) و به موی گربه بچسبد و موی گربه به عنوان ناقل این انگل را وارد منافذ بدن انسان کند، آن موقع ممکن است فردی را بیمار کند.

پس می‌بینید که با این روند احتمال ابتلا به این بیماری بسیار کم است، در حالی که انتقال همین بیماری توسط گوشت خام بسیار زیاد است، یعنی خانمی که در آشپزخانه گوشت خام را می‌شوید ممکن است به آسانی مبتلا به این بیماری و به مشکل نازایی دچار شود.»

وی درباره‌ی خطر ابتلای بیماری دستگاه تنفسی توسط موی گربه گفت:

«سیستم تنفسی بدن ما انسان‌ها اجازه نمی‌دهد که اجرام بالای بیست میکرون وارد سیستم تنفسی شود. آن‌ وقت چطور ممکن است که موی گربه که چند سانتیمتر است، وارد ریه شده و ایجاد کیست کند؟! این‌ها باورهای غلطی است که متاسفانه در جامعه وجود دارد.»


فاطمه معتمدی، بنیان‌گذار پناهگاه حیوانات

او افزود: «یکی از مسائل مهمی که در نگهداری حیوانات خانگی نقش مهمی دارد، بحث مذهب و دین ما است. چندی قبل تحقیقی در دانشگاه شهرکرد انجام گرفت در مورد این‌که چرا می‌گویند سگ نجس است؟

در قرآن چند بار نام سگ برده شده؛ از جمله در سوره‌ی «کهف». وقتی از اصحاب کهف به عنوان افراد مقرب درگاه خدا نام برده می‌شود، سگی که همراه آنها بوده را هم همراه آن افراد شمرده‌اند و یا در سوره‌ی «مائده» چنین آمده که اگر سگی گوشت شکار بیاورد و از آن گوشت خودش خورده باشد، آن گوشت باز هم حلال است.

من تصور می کنم موضوع نجس بودن سگ به مقتضی زمان بعدها وارد دین شده باشد، ولی خوشبختانه مذهب شیعه به عنوان پویاترین مذاهب - که همواره علمای دین‌مان بر این امر تأکید دارند که درب اجتهاد همیشه باز است - با زمان پیش می رود. یعنی این‌که ممکن است در شرایط زمانی و مکانی یک حکم به حکم دیگر تغییر کند، مثل حلال اعلام شدن ماهی ازون‌برون و یا بازی شطرنج و غیره.

تصور من این است که نجس بودن سگ (بزاق دهان سگ)، مربوط باشد به بیماری هاری که از طریق بزاق دهان سگ منتقل می‌‌شود و احتمالا در دوره‌ای تلفات زیاد داده و همین امر باعث شده که سگ را نجس بخوانند. اما خوشبختانه باید بگویم با اقدام‌های موثر و تلاش و زحمات همکاران ما این بیماری تقریبا در ایران ریشه‌کن شده است. سال گذشته فقط چهار نفر به علت ابتلا به بیماری هاری در گذشتند که هر چهار نفر در مناطق مرزی افغانستان و کردستان عراق بوده‌اند. این در حالی‌است که فقط در ایام تعطیلات عید بالای هفت هزار نفر در اثر سوانح رانندگی جان خود را از دست داده‌اند.»

دکتر ملوک‌پور بر این موضوع تاکید کرد که نگهداری از حیوان خانگی مانند هر مقوله‌ی دیگر فرهنگ خاص خود را می‌طلبد که چنان‌چه با عدم اطلاع کافی همراه باشد نه تنها می‌تواند موجب دردسر برای صاحب آن شود، بلکه آزار و اذیت را برای حیوان به همراه دارد.

کانون دوست‌داران حیوانات، پناهگاه حیوانات بی‌خان‌مان


خانم اثناعشری، مدیر کانون دوستداران حیوانات در حال معاینه سگ


اولین مرکز خیریه‌ی نگهداری از حیوانات بی‌سرپناه کشور در سال ۱۳۸۳ در حومه‌ی شهر جدید هشتگرد توسط فردی خیر و بانی این مجموعه و مؤسس کانون دوستداران حیوانات ساخته شد. با توجه به فراوانی جمعیت سگ در آن منطقه و آمار بالای تصادفات جاده‌ای این حیوان، مرکز فوق برای ساماندهی به وضعیت این حیوان تجهیز گردید و «وفا» نام گرفت.

این مرکز در دشت‌های وسیع شرقی شهر جدید هشتگرد در زمینی به مساحت ۵۰۰۰ متر بنا شده است که دارای امکاناتی از قبیل اتاق نگهبانی، اتاق جراحی، اتاق ریکاوری، اتاق استراحت اعضاء، موتورخانه، آشپزخانه، سرویس بهداشتی، محوطه‌ی خاکی جهت قرنطینه سگ‌های ورودی و محوطه‌ی سیمانی محصور و حدود چهل لانه در اطراف آن برای نگهداری سگ‌ها است.

زمانی که با خانم اثناعشری، مدیر کانون دوستداران حیوانات تماس گرفتم تا در باره‌ی پناهگاه حیوانات سوال کنم، سگ تازه‌واردی مشغول به‌دنیا آوردن توله‌هایش بود. به گفته‌ی خانوم اثناعشری، این سگ قبلا مورد اذیت و آزار قرار گرفته و یک پایش دچار آسیب جدی شده و توسط افراد حامی حیوانات به این مکان انتقال داده شده که برای نجات جان این سگ ناچار شده بودند پای آسیب‌دیده‌ی حیوان را قطع و مداوا کنند.

خانم اثناعشری درباره‌ی پناهگاه حیوانات بی‌خان‌مان به رادیو زمانه گفت:

«احداث این مکان چهار سال پیش توسط خانم فاطمه معتمدی صورت گرفت. ایشان قطعه زمینی را در حومه شهر جدید هشتگرد که متعلق به خودشان بود، حصار کشی و حدود چهل لانه در آن ساختند. همان‌موقع با نگهداری چهارقلاده سگ در این مکان، کار آغاز شد که در حال حاضر تعداد سگ‌ها به بیش از دویست قلاده رسیده است.


دوستدار حیوانات بی‌پناه در حال برقراری ارتباط با سگ‌ها


معمولا سگ‌های مجروح یا سگ‌های بی‌خانمانی که در معرض کشتار یا آزار و اذیت هستند به این مکان منتقل می‌شوند و توسط دامپزشکان نیکوکار به‌طور رایگان معالجه، واکسینه، انگل‌زدایی و عقیم می‌شوند. در این مکان ما یک اتاق عمل صحرایی احداث کرده‌ایم که معالجات توسط دامپزشکان خیری چون دکتر هومن، دکتر عابدی، دکتر غفاری، دکتر شیخی و دکتر موسوی و... انجام می‌شود.»

وی ادامه می‌دهد: «سال گذشته حدود دویست سگ در عرض دو سه هفته به اینجا آوردیم و پس از عقیم‌سازی آنها را واگذار کردیم.

اینجا مکان خوبی است که دانشجویان دامپزشکی از آن بازدید می‌کنند، چرا که می‌توانند با مشکلات جسمی متفاوتی از حیوانات روبه‌رو شوند؛ مثل بیماری‌های مادرزادی یا دیگر بیماری‌هایی که حیوان به آن مبتلا و تحت درمان است. البته گاهی دانشجویان به ما کمک می‌کنند، ولی نه برای درمان. درمان توسط دامپزشک صورت می‌گیرد.»
از خانم اثناعشری سوال کردم که این حیوانات معمولا تا چه مدت در پناهگاه نگهداری می‌شوند؟ او پاسخ داد:

«حیواناتی که مداوا می‌شوند و مشکلی ندارند به افراد داوطلب واگذار می‌شود که معمولا برای نگهبانی و گله و این‌گونه موارد برخی افراد تقاضا می‌کنند. ما این حیوانات را با گرفتن تضمین واگذار می‌کنیم و هر از گاهی به مکانی که حیوان سپرده شده سر می‌زنیم تا از وضعیت سلامت و امنیت حیوان با خبر شویم.»


پناهگاه حیوانات بی‌خان‌مان در حومه‌ی شهر هشتگرد

وی همچنین افزود: این پناهگاه از نادرترین پناهگاه‌ها در نوع خودش در سراسر دنیا است. به گفته‌ی اثناعشری در کشورهای دیگر اگر حیوانی به پناهگاه برده شود و بعد از ده پانزده روز صاحبی برای آن حیوان پیدا نشود، او را می‌کشند. درحالی که در این پناهگاه یا حیوان را واگذار می‌کنند و یا تا آخرین روز عمرشان به آنها خدمات می‌دهند. سگ‌های کور و معلول نزد ما همیشه مهمان هستند.»

به خانم اثناعشری گفتم شاید افرادی باشند که بخواهند از نظر مالی یا نیروی انسانی شما را در این امر خداپسندانه یاری دهند یا بخواهند حیوان بی‌پناهی را واگذار کنند، اما نمی‌دانند از چه راهی باید وارد شوند، وی گفت:

«فعلا مکانی که ما در اختیار داریم بسیار محدود است. ما این مکان را برای نگهداری حدود شصت حیوان در نظر گرفته بودیم که الآن متاسفانه مجبوریم در این فضای کم بیش از دویست حیوان نگهداری کنیم. اما با این وجود، تلفن تماس من 09121211629 و آدرس سایت‌مان هم این است.

آقای احمری، یکی دیگر از افراد نیکو‌کاری است که در این کانون فعالیت دارد، او درباره‌ی فعالیت‌های پناهگاه گفت:

«ما دوست داریم همه‌ی حیوانات بی‌پناه و مجروح و معلول را زیر پوشش قرار دهیم، اما متاسفانه با مشکلاتی روبه‌رو هستیم که مجبوریم تعداد محدودی را نگهداری کنیم. این کار گذشته از مسئله‌ی مکان و غذا و درمان، مسائل جانبی دیگری هم دارد مثل بهداشت این مکان. با وجود این‌که از کمک مالی تعدادی افراد نیکوکار بی‌نصیب نیستیم، اما برای گسترش این کار از نظر مالی در مضیقه هستیم.

گاه افرادی تماس می‌گیرند و می‌گویند در فلان مکان سگی شش بچه زائیده و می‌خواهند آنها را بکشند و ما علی‌رغم میل باطنی‌مان نمی‌توانیم عملا برای این حیوانات که تعدادشان کم هم نیست، کاری انجام دهیم.

فعلا داریم یک قرنطینه احداث می‌کنیم که با ساخت این قرنطینه بخشی از مشکلات حل می‌شود. ما حیوانات آواره را دو ماه در قرنطینه نگهداری می‌کنیم، از آنها آزمایش انواع بیماری‌ها را می‌گیریم، درمان و واکسینه می‌کنیم و بعد به پناهگاه انتقال می‌دهیم، البته اگر توان مالی این اجازه را بدهد.»

خانم دخیلی یکی از افراد نیکوکاری است که مسئولیت نگهداری گربه‌های این پناهگاه را بر عهده دارد که متاسفانه موفق به تماس با ایشان نشدم، خانم دخیلی مراقبت بیش از هفتاد گربه را به عهده دارد که در بخشی از همان مکان اسکان داده شده‌اند.

قرار است این گربه‌ها به‌زودی به مکان دیگری منتقل شوند. نزدیک بودن محل نگهداری سگ و گربه به این تعداد در مجاور هم از سویی ایجاد استرس برای گربه‌ها و از سویی دیگر عصبانیت سگ‌ها را موجب می‌شود.
این پناهگاه یک مهمان دیگر هم دارد، این مهمان الاغی است که در اثر تصادف با اتومبیل به کنار جاده افتاده و توسط شخصی به این مکان منتقل شده است
.

 

چند بار افرادی داوطلبانه الاغ را تحویل می‌گیرند تا از او مراقبت کنند. وقتی مسئولان پناهگاه به سراغ این الاغ می‌روند تا از حال و روز‌اش با خبر شوند، می‌بینند که آن افراد از این الاغ که مهره‌‌های کمرش شکسته بوده، بار می‌کشند. همین امر موجب می‌شود که مسئولان پناهگاه دوباره این الاغ را به پناهگاه منتقل‌ کنند و او مهمان دائمی این پناهگاه شود.

لینک این مطلب در بالاترین

ورود به وبلاگ جدیدم 
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم 

به محض ورود به منزل خسرو شکیبایی، اولین چیزی که به چشم می‌آید، قاب عکسی است بر دیوار که روی آن نوشته شده:
به عشق آشکار شویم و به رنج
عکس و گزارش مربوط به مراسم ترحیم زنده‌یاد خسروشکیبایی که دیشب منتشر شد رامی‌توانید در سایت زمانه ببینید و بخوانید اما دوست دارم مطلبی که دخترم در پاسخ به" پرویز جاهد " نوشته را در وبلاگ خودش بخوانید
مطلبی با این عنوان
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
در انتهای نوشته‌ای که در وبلاگ صدف می‌خوانید تصنیف زیبای گندم با صدای استاد شهرام ناظری را به یاد زنده یاد خسرو شکیبایی گوش کنید.



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط راوی 

روزهای اخیر شاهد موج سبزی در وبلاگ‌شهر بودیم که فعالان محیط زیست فراخوان داده و از وبلاگ نویس‌ها درخواست کرده بودند نسبت به نابودی تالاب‌ها بی‌تفاوت نباشند و اعتراض خودشان را نسبت به این فاجعه زیست محیطی اعلام کنند.

محسن تیزهوش نویسنده‌ی وبلاگ «آوای محیط زیست» ‌آغازگر این حرکت بود.

به دلیل اهمیت موضوع بر آن شدم تا با تنی چند از کارشناسان محیط زیست گفت و گویی کنم تا از زبان این متخصصین بشنویم که اصلاً تالاب چیست و چرا حافظان محیط زیست به آن‌ها اهمیت می‌دهند؟ کشور ما دارای چند تالاب است و آیا همه ی آن‌ها در معرض خطر هستند؟ انگیزه‌ی این که از بلاگر‌ها می‌خواهند به این موضوع هم بپردازند چه بوده است و آیا نتیجه‌ی مطلوبی حاصل شد یا نه؟ و اصولاً هر کدام از ما به عنوان یک شهروند چه مسوولیتی در برابر تالاب‌ها داریم و مسوولین مربوطه چه کارهایی باید انجام دهند و کوتاهی کرده‌اند و...

مهندس محمد درویش نویسنده‌ی وبلاگ مهار بیابان‌زایی در باره‌ی تالاب‌ها و اهمیت حفظ آن‌ها و هم چنین انواع تالاب‌های ایران می‌گوید:

به مناطق پست باتلاقی، مردابی، آبگیرهای طبیعی یا مصنوعی، دایمی یا موقت دارای آب ساکن یا جاری، شیرین، نیم‌شور یا شور و مناطق دارای آب‌های دریایی که عمق آن‌ها در حالت جزر کامل از ۶ متر تجاوز نمی‌کند، تالاب گویند.

تالاب‌ها، ارزشمند‌ترین پهنه‌های شناخته‌شده در کره‌ی خاک هستند. بیشترین اشکال و تراکم حیات را فقط می‌توان در تالاب‌ها دید.

اگر تالاب‌ها را از دست دهیم، یعنی باید با ۱۴ درصد از تولید زیست‌توده‌ی گیاهی و جانوری جهان خداحافظی کنیم؛ آن هم عرصه‌ای که فقط ۲ صدم درصد از مساحت خشکی‌های جهان را به خود اختصاص داده است.‌ مرگ تالاب‌ها، یعنی بدرود ابدی با ۱۳درصد از پستانداران، ۳۱درصد از پرندگان و ۵۲ درصد از ماهیان در حال انقراض جهان.

در ایران تالاب‌های فراوانی وجود دارد که شمار آن‌ها را تا چند هزار عنوان کرده‌اند، اما از بین آن‌ها، ۲۲ تالاب واجد ارزش‌های جهانی بوده و در سیاهه‌ی رامسر به ثبت رسیده‌اند که از آن جمله باید به انزلی، میانکاله‌، زاغمرز، ارژن، بختگان، گاوخونی، چغاخور، هامون، هورالعظیم، شادگان، باهوکلات و‌... اشاره کرد.

از سپهر سلیمی نویسنده وبلاگ «دوست داران حیوانات و محیط زیست» در‌باره‌ی‌ اهمیت همراه شدن وبلاگ‌ها در این امر سوال کردم او با تاکید ‌گفت:

‌قطعاً می‌تواند موثر باشد و اصولاً هدف از ایجاد موج سبز آشنا وبلاگ‌نویسان با وضعیت محیط زیست کشور بود. همان‌طور که می‌دانید وبلاگ‌نویسان زیست محیطی در فضای مجازی گرین بلگ عضو هستند و روزانه در جریان اخبار و مطالب زیست محیطی هستند و موج سبز برای شکستن این پوسته بود تا مطالب زیست محیطی، محدود به عده‌ای خاص نشود و به گوش دیگران نیز برسد.
خوشبختانه در بین وبلاگ‌نویسان و کاربران اینترنتی در ایران افراد تاثیرگذار و نخبه زیادی وجود دارد و وجود این باعث می‌شود، علی‌رغم آن‌که ضریب نفوذ اینترنت آن‌چنان در ایران بالا نیست، ولی به‌دلیل حضور این افراد و از طریق آن‌ها موج های وبلاگی به‌طور غیر محسوس تاثیر نسبتاً خوبی بر فضای جامعه بگذارد.

البته به نظر من در موج‌های سبز وبلاگی همراهی خوبی را از سوی وبلاگ‌های شخصیت‌های سیاسی و وبلاگ‌های پربازدید شاهد نبودیم‌. نمی‌دانم علت چیست، ولی این ضعف بزرگی است که باید برطرف شود.
محیط زیست یک مساله لوکس و فرعی نیست‌، حفظ محیط زیست مهم‌ترین چالش و دغدغه بشر در آینده خواهد بود‌، حفظ محیط زیست یعنی حفظ جان موجودات و انسان‌ها.
متاسفانه سیاسیون ما حتی آن‌ها که ادعای اصلاح‌طلبی و روشنفکری دارند، با محیط زیست بیگانه‌اند و نوشتن خاطرات تکراری را به محیط زیست ترجیح می‌دهند و عده‌ای از وبلاگ‌های پربازدید فارسی نیز، تنها به دنبال ترجمه مطالب دست چندم وبلاگ‌های خارجی هستند و تاریخچه ریش‌تراش و تعقیب روزانه اخبار فایر فاکس را به نوشتن مطلب کوتاهی از محیط زیست یا لینک به خبری زیست محیطی ترجیح می‌دهند.

سپهر سلیمی به این سوال که برای نجات تالاب‌ها چه باید کرد؟ و چه بخشی ازحفاظت آن مربوط به مسوولین است و چه بخشی مربوط به مردم میهن‌مان؟ این‌گونه پاسخ داد:

از نگاهی تمام وظیفه بر عهده مسوولین است و از دیدگاهی دیگر تماماً بر عمده مردم است. مسوولین باید منافع پایدار مردم را مد نظر داشته باشند‌، باید نتیجه تصمیمات خود در سال‌ها و قرن‌های آینده را مد نظر قرار دهند و برای ایجاد جاده یا پلی که تنها منافع کوتاه مدت ایجاد می‌کند و بیلان کاری آن‌ها را در سال‌های کوتاه مسوولیت بالا می‌برد، دست به تخریب محیط زیست و منابع تجدید‌ناپذیر نزنند.

همچنین مردم نیز باید از مسوولان بخواهند که حافظ تالاب‌ها و محیط زیست باشند‌، همچنین مردم باید در انتخابات به افراد دوستدار محیط زیست اقبال بیشتری نشان دهند و عملکرد مسوولان را بر اساس توسعه پایدار ارزش‌گذاری کنند‌. البته همه این‌ها مستلزم افزایش آگاهی‌های زیست محیطی مردم و مسوولان کشور است.

‌وقتی از سپهر سلیمی پرسیدم آیا اتفاق خاصی در این برهه از زمان منجر به این شد که بحث موج سبز دوم (‌نابودی تالاب‌ها‌) مطرح شود؟ گفت:

بله‌، البته این اتفاق تازگی ندارد و کلاً طی سال‌های گذشته تالاب‌های کشور همانند دیگر منابع طبیعی و محیط زیست در معرض تهدیدی جدی بوده‌اند ولی متاسفانه خشک‌سالی و تصمیمات نادرست سازمان حفاظت محیط زیست مزید بر علت شده و باعث شد که روند تخریب تالاب‌ها بیش از پیش نمایان شود‌، آن‌چه در تالاب انزلی می گذرد و هم‌چنین وضعیت بحرانی تالاب گاخونی و دیگر تالاب‌های ایران از طرفی و هم‌چنین تجربه موفق موج سبز اول باعث به‌وجود آمدن موج سبز حمایت از تالاب‌های ایران شد.

از محمد درویش پرسیدم آیا امیدی هست که با یک عزم ملی از نابودی تالاب‌ها جلوگیری شود؟ راهکاری سراغ دارید؟ گفت:

‌بدون امید که نمی‌شود زندگی کرد! باید از تجربه دیگر کشورها در این خصوص عبرت گرفته و بکوشیم تا فجایعی چون آرال، هامون و هورالعظیم را تکرار نکنیم. به باور من، اگر روند آگاه‌سازی مردم ادامه یابد، همین آگاهی می‌تواند به بزرگ‌ترین مانع توسعه‌سازان طبیعت‌ستیز در کشور بدل شود.

زمانه

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط راوی