روز اول که ماشین را تحویل گرفتیم دیدم ضامنی که درب صندوق عقب را باز می کند خراب است به نمایندگی مراجعه کردم گفت هفته ی آینده بیا ،الآن سیمش را نداریم هفته ی بعد رفتم گفت خانم حقیقتش را بگم خلاصت کنم؟ گفتم بگو . گفت هفت هزار تومان بده تا برات با لوازم « کُره ای » تعمیرش کنم . گفتم مگر تا ۱۸ ماه گارانتی نیست!؟ گفت چرا اما با جنس ایرانی دوباره فردا همین مشکل را داری، جنس کُره ای بنداز خودت رو خلاص کن!
القصه اینجای کار اهمیت زیادی نداشت. دو سه ماه بود که ماشین را تحویل گرفته بودیم و شاید ۵۰۰۰ کیلومتر کار نکرده بود . روزی با دخترم در یک بزرگراه در حال رفتن بودیم که ناگهان دیدم شتاب ماشین کم و کمتر شد تا جایی که داشت از حرکت می ایستاد، در همین حین احساس کردم دنده به طور کامل لق شده و با شعاع هر چه خودش دلش می خواهد اینطرف و آنطرف می رود! ماشین را به کنار بزرگراه کشاندم و با «امداد خودرو » تماس گرفتم. حدود نیم ساعت بعد تعمیر کارها رسیدند و وقتی علت را جویا شدند شروع به جستجو کردند بعد از کلی زیر ماشین رفتن و وارسی کردن فکر می کنید چه دیدند!؟
به گفته ی خودشان تمام پیچ و مهره و وسایل دنده جدا شده بود و در طول مسیری که می آمدیم ریخته بود! در واقع دیگر دنده بی دنده!
اگر بخواهم نقص هایی که این ماشین تا به امروز داشته را شرح دهم خیلی مفصل است...
نزدیک به یک ماه است که برای چهارمین بار ماشین روشن نشده و ناچار تماس با « امداد خودرو » و تعمیر ...
هر بار هر کدام یک دلیل آوردند و موقتا" ماشین را راه انداختند. یکی می گفت از پمپ بنزین است و یکی می گفت سیستم دزد گیر باعث اتصالی می شود و اصرار اصرار که سیستم دزد گیر را بردار!
گفتم آقا جان اولا" که دویست و چهل هزار تومان پول بابت دزد گیر دادم حالا بندازم بره؟ ثانیا" همین دزد گیر اگر نبود الآن صاحب ماشین نبودم چون روزی دخترم حدود پانصد قدم از ماشین دور می شود که ناله ی ریموت کنترل بلند می شود نگاه می کند روی تصویر می بیند یکی از درب های ماشین باز است دوان دوان به طرف ماشین می رود گویا آقا دزده متوجه برگشت دخترم شده بوده و فرار می کند وقتی دخترم می رسد می بیند کسی آنجا نیست اما قفل درب ماشین از جا در آمده ...
بار آخری که از طرف امداد خودرو برای تعمیر آمدند ماشین جلوی در خانه بود و روشن نمی شد صندلی عقب را برداشتند که با سیم یکسره تست کنند که برق به پمپ بنزین می رسد یا نه؟ کمی که گذشت دیدم دو نفری دارند با هم پچ پچ می کنند و یکی از این آقایان پرسید خانم؟ غیر از خودتان چه کسی از ماشین استفاده می کند؟ گفتم دخترم . گفت غیر از دخترتان؟ گفتم هیچکس من ماشین دست هیچکس نمی دهم ،چطور مگر؟
گفت خانم کف ماشین جایی برای جا سازی درست شده، مثلا" جا سازی برای مواد مخدر!
متحیر بودم! خودم قاچاق فروشم یا دخترم!؟ کنجکاو شدم ...
نشانم داد! کف ماشین یک وصله ی فلزی که با کمک چند پیچ و مقداری چسب دو قلو چسبانده شده بود! ماشینی که مثلا" صفر کیلومتر از کمپانی گرفتم ، این تکه سوراخ کف ماشین چه می کند!؟
به گفته ی یک منبع آگاه همین پراید که ما هفت میلیون پولش را دادیم برای کارخانه دو و نیم میلیون تمام می شود و هر ماشینی هم که از کمپانی بیرون بیاید باید بابت آن دو میلیون به بیت رهبری بدهند! که می شود چهار و نیم میلیون تومان. خود من از تلویزیون شنیدم که یکی از مسئولین می گفت همین پراید را به افغانستان و عراق به قیمت چهار و نیم میلیون می فروشیم و باز یک منبع موثق گفت که تعدادی پراید با تمام قطعات کُره ای به پاکستان فرستاده شده به قیمت چهار و نیم میلیون، پاکستان آنها را برگردانده! ( ما دیگر چقدر خاک بر سرمان شده ! ) و افرادی مشتاقانه همین پراید را در ایران ده میلیون خریداری کرده اند چرا که قطعات آن ایرانی نیست ... خودتان حساب کنید پراید قیمتش چنده !؟ من که گیج شدم!
این را هم بگویم بد نیست بدانید یکی از آشنایان ما بعد از تحویل پراید متوجه می شود که ماشین دنده عقب ندارد!
مسئولین سایپا! با شما هستم! ماشین ما هر روز خراب است این به درَک! به جهنم! دیگه چرا ماشینم سوراخه!؟
اگر روزی در جاده ماشین من را بگردند تاوان این جاسازی را من باید بدهم یا دخترم یا شما!؟
لطف کنید اگر از آهن پاره های اوراقی برای بدنه و شاسی ماشین استفاده می کنید لا اقل سوراخ ها را درست رفع و رجوع کنید!
ـــــــــــــــــــ
برخی از دوستان لینک هایی که می دهم را دوست دارند و برخی هم می گویند نوشته ی خودت در بین لینک ها گم می شود. درست هم می گویند اما چاره ندارم امیدوارم قالب جدید وبلاگم زودتر آماده شود تا در بخش های مختلف نوشته و لینک های مختلف را تقدیم کنم.
با نازنین اختر تازه آشنا شدم او برایم نوشته که من و او سبک نوشته هامان به هم شباهت دارد، نظر شما چیست؟
و یک وبلاگ جدید که باز تازه شناختمش ، وبلاگ نازنین زهرا
این هم چند تصویر دیدنی
یک عالم لینک و خبر در وب آورد
شب تاب عزیزم هم ازدواج کرده ، برای این عزیزان آرزوی خوشبختی می کنم.
الـــــهـــــــــــــــــــــــــــــــــــی بـگــــــــــــــــــــــــــردم که اینقدر شیرین تقلید می کنی :)
با این دو پست امین من که کلی خندیدم:)) او يك رييس جمهور است (۱) ،
او يك رييس جمهور است (۲)
و اما آینه ی نازنین
اولین باری که به وبلاگش سر زدم این با این خبر تکان دهنده روبرو شدم و بعد از آن خواننده ی وبلاگش شدم و چندی بعد با این پستش بد جور سر ِ کارم گذاشته بود :)
زلال و بی شیله پیله می نویسد و درست همان آینه است که خود می گوید.
این ترانه را تقدیم می کنم به « نازنین آینه »
مهربونیت قشنگه همزبونیت قشنگه وقتی با من قهر می کنی پشیمونیت قشنگه
مهم!:
این پی ام را بابک عزیز فرستاده خوب توجه کنید!
ye viruse jadid ke user va pass iditona midoze sitesh ine: irpcdot.com hargez to in site nardddddddddddddb kheili movazeb bashid va send 2 all ham bokonid!!!!






